فطر در حل جدول

فطر

فطر

  • عید روزه داران

  • عید روزه داران، از اعیاد مسلمانان

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی فطر در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • فطر (فرهنگ معین): (فِ طْ) [ع.] (مص ل.) باز کردن روزه.
  • فطر (لغت نامه دهخدا): فطر. [ف َ] (ع مص) آفریدن. || شکافتن. (ترجمان القرآن جرجانی) (از اقرب الموارد). || دوشیدن ماده شتر و گوسپند را به سبابه و ابهام یا با کنار انگشتان. (از اقرب الموارد). || شتاب کردن در خمیر و از آن نان فطیر پختن. (ناظم الاطباء). || اختراع و ابتدا و انشاء کردن کار را. || خوردن و آشامیدن روزه دار. (از اقرب الموارد). رجوع به ...ادامه مطلب...
  • فطر (عربی به فارسی): گیاه قارچی , قارچ , سماروغ , بسرعت رویاندن , بسرعت ایجاد کردن , قارچ سمی
  • فطر (فرهنگ عمید): گشودن و باز کردن روزه،
  • فطر (فرهنگ فارسی هوشیار): گشایش روزه، روزه گشادن، عید فطر
  • فطر (فرهنگ فارسی آزاد): فَطر (فَطَرَ، یَفطُرُ و یَفطِرُ)، شکافتن، ابداع کردن، اختراع کردن، خلق کردن خدا خلق را