پرستار در حل جدول

پرستار

پرستار

  • داه

  • نرس

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی پرستار در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • پرستار (فرهنگ معین): خدمتکار، خادم، غلام، کنیز، کسی که خدمت بیماران می کند. [خوانش: (پَ رَ) [په.] (ص فا.)]
  • پرستار (تعبیر خواب):
    ۱ـ اگر خواب ببینید در خانه پرستاری از شما مراقبت می کند، علامت آن است که افراد خانواده همواره از سلامتی برخوردار خواهند بود.

    ۲ـ اگر خواب ببینید پرستاری خانه شما را ترک می گوید، علامت آن است که افراد خانواده همواره از سلامتی برخوردار خواهند بود.

    ۳ـ اگر زنی خواب ببیند پرستار است و از بیما ...ادامه مطلب...
  • پرستار (فارسی به انگلیسی): Attendant, Minder, Nurse
  • پرستار (لغت نامه دهخدا): پرستار. [پ َ رَ] (نف، اِ) صفت فاعلی از پرستیدن. بنده. عبد. برده. چاکر. خادم. غلام. نوکر. خدمتکار. (برهان). مطلق خدمتکار. (غیاث اللغات). قین. وصیف:
    بدو گفت بیژن که ای بدنژاد
    که چون تو پرستار کس رامباد
    چرا کشتی آن دادگر شاه را
    خداوند پیروزی و گاه را.
    فردوسی.
    پرستار دیرینه مهرک چه کرد< ...ادامه مطلب...
  • پرستار (فارسی به عربی): اخت، تبن، ممرضه
  • پرستار (فرهنگ عمید): کسی که از پیران یا کودکان مراقبت می‌کند،
    کسی که در بیمارستان از بیماری مواظبت می‌کند،
    خدمتکار،
    [قدیمی] غلام،
    [قدیمی] کنیز،
    (صفت) [قدیمی] مطیع، فرمانبردار: پرستار امرش همه چیز و کس / بنی آدم و مرغ و مور و مگس (سعدی۱: ۳۴)،
  • پرستار‬ (فارسی به ترکی): hastabakıcı, hemşire
  • پرستار (مترادف و متضاد زبان فارسی): تیماردار، خادم، خادمه، خدمتکار، کنیز، ربیبه
  • پرستار (واژه پیشنهادی): بهیار
  • پرستار (فرهنگ فارسی هوشیار): خدمتکار
  • پرستار (فارسی به ایتالیایی): infermiere
  • پرستار (فارسی به آلمانی): Kindermädchen (n), Krankenschwester (f), Pflegen, Schwester (f), Schwester (pl)