معنی اندیشیدن در فرهنگ عمید

اندیشیدن

اندیشیدن

  • فعالیت ذهنی آگاهانه برای شکل‌دهی به تصورات ذهنی و دریافت مطلب، اندیشه کردن، فکر کردن،

    خیال کردن، پنداشتن،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی اندیشیدن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • اندیشیدن (فرهنگ معین): فکر کردن، تأمل کردن، ترس داشتن، ترسیدن. [خوانش: (اَ دَ) (مص ل.)]
  • اندیشیدن‌ (فارسی به انگلیسی): Cerebrate, Conceive, Opine, Judge, Reflect, Speculate, Think
  • اندیشیدن (لغت نامه دهخدا): اندیشیدن. [اَ دَ] (مص) فکر کردن و اندیشه کردن و خیال نمودن و پنداشتن. (ناظم الاطباء). فکر و خیال کردن. (از آنندراج). تأمل کردن. سگالیدن. سگالش کردن. تصور کردن. تأمل.فکرت. ترویه. (یادداشت مؤلف). تفکر کردن. پنداشتن.ظن بردن. گمان بردن. توهم کردن. یاد کردن. یاد آوردن. در فکر تهیه چیزی بودن. (از یادداشتهای لغت نامه).تفکر ...ادامه مطلب...
  • اندیشیدن (فارسی به عربی): اعتقد، تامل، خمن، فتحه
  • اندیشیدن (حل جدول): فکر کردن
  • اندیشیدن (واژه پیشنهادی): تفکر
  • اندیشیدن (فرهنگ فارسی هوشیار): پنداشتن، خیال کردن
  • اندیشیدن (فارسی به آلمانی): Beschauen, Betrachten