معنی تاثیر در فرهنگ عمید

تاثیر

تاثیر

  • اثر گذاشتن در چیزی، اثر کردن،

    (اسم) نفوذ، قدرت تاثیرگذاری،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی تاثیر در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • تاثیر (فارسی به انگلیسی): Atmospherics, Bearing, Effect, Effectiveness, Force, Impact, Impression, Impressiveness, Influence, Mark, Sway
  • تاثیر (فارسی به عربی): احساس، تاثیر، تدفق، خصله، کفاءه، موده
  • تاثیر (عربی به فارسی): اثر , نتیجه , اجراکردن , بهم فشردن , پیچیدن , زیر فشار قرار دادن , با شدت ادا کردن , با شدت اصابت کردن , ضربت , فشار , تماس , اصابت , اثر شدید , ضربه , نفوذ , تاثیر , اعتبار , برتری , تفوق , توانایی , تجلی
  • تاثیر‬ (فارسی به ترکی): etki
  • تاثیر (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): هنایش، کارایی
  • تاثیر (کلمات بیگانه به فارسی): کارایی
  • تاثیر (حل جدول): اثر، واکنش
  • تاثیر (مترادف و متضاد زبان فارسی): اثر، اثربخشی، اثرگذاری، واکنش، فعل‌وانفعال، افاقه، نتیجه، اعتبار، اهمیت، نفوذ رسوخ، قدرت، گیرایی، اثر کردن، اثر گذاشتن، نفوذ کردن، کاراشدن، کارگر شدن
  • تاثیر (فرهنگ فارسی هوشیار): اثر کردن، نشان گذاشتن در چیزی ‎ هنایش برگری در آیش کار سازی، نشان گذاشتن ‎ (مصدر) کارگر شدن کارگر افتادن کاری شدن، نشان گذاشتن اثر کردن. -3 (اسم) نفوذ کارگری. جمع: تاثیرات.
  • تاثیر (فارسی به ایتالیایی): effetto
  • تاثیر (فارسی به آلمانی): Zuneigung
نوشته‌های بلاگ جدولیاب