معنی نمایان در فرهنگ عمید

نمایان

نمایان

  • واضح، هویدا، نمودار، پیدا و آشکار،

    * نمایان شدن: (مصدر لازم) ظاهر شدن، آشکار شدن،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی نمایان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • نمایان (فرهنگ معین): (نَ) (ص فا.) ظاهر، هویدا، آشکار.
  • نمایان‌ (فارسی به انگلیسی): Apparent, Conspicuous, Explicit, Outward
  • نمایان (لغت نامه دهخدا): نمایان. [ن ُ / ن ِ / ن َ] (نف) بسیار واضح و آشکار. (آنندراج). ظاهر. هویدا. آشکار. (ناظم الاطباء). مشهود. مرئی. علنی. فاحش. بی پرده:
    بد اندر دلت چند پنهان بود
    ز پیشانی آن بد نمایان بود.
    بوشکور.
    عجب دارم خدا بردارد این ظلم نمایان را
    که پیش چشم من آئینه زآن رخسار گل چیند.
    صائب (از آنند ...ادامه مطلب...
  • نمایان (فارسی به عربی): مریی
  • نمایان (حل جدول): نهارا
  • نمایان (مترادف و متضاد زبان فارسی): آشکار، باهر، پدید، پدیدار، پیدا، جلوه‌گر، ظاهر، علنی، متجلی، محسوس، مشهود، معلوم، نمودار، واضح، هویدا،
    (متضاد) مخفی، ناپیدا
  • نمایان (واژه پیشنهادی): محرز
  • نمایان (فرهنگ فارسی هوشیار): ظاهر و آشکار، واضح، هویدا
  • نمایان (فارسی به آلمانی): Beherrschend, Dominantly