نتن به فارسی | دیکشنری عربی

نتن

نتن

  • گندیده , بدبو , متعفن , دارای بوی زننده , گند دهان , وابسته به گندیدگی , جسم عفونی , ماده عفونی , الوده , چرکی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی نتن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • نتن (فرهنگ معین): (نَ تِ) [ع.] (ص.) گندیده، بدبو.
  • نتن (لغت نامه دهخدا): نتن. [ن َ] (ع اِ) بوی ناخوش. (منتهی الارب) (آنندراج). بوی ناخوش و بد. (ناظم الاطباء). رایحه ٔ کریهه. مقابل فوح. (معجم متن اللغه). بوی بد. (غیاث اللغات از کنزاللغات). || (مص) بدبوی گشتن. (آنندراج) (از المنجد) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه). نَتَن. (معجم متن اللغه). نتانه. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغه) (ال ...ادامه مطلب...
  • نتن (فرهنگ عمید): بدبویی، بوی بد و ناخوش،
  • نتن (حل جدول): بدبو
  • نتن (فرهنگ فارسی هوشیار): گندیده و بد بو
  • نتن (فرهنگ فارسی آزاد): نَتن، بوی بد، رائحه بد، نَتانَه،
نوشته‌های بلاگ جدولیاب