تسجیع | در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی - جدول یاب

تسجیع در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی

لغت نامه دهخدا

تسجیع. [ت َ] (ع مص) سخن با سجع گفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از متن اللغه) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || بانگ کردن کبوتر. (از اقرب الموارد) (از المنجد). و رجوع به سجع و مسجع شود.

فرهنگ معین

(تَ) [ع.] (مص ل.) با سجع سخن گفتن.

فرهنگ عمید

سخن با سجع و قافیه گفتن، کلام موزون گفتن،

فرهنگ فارسی هوشیار

بار آهنگی آهنگین نوشتن (مصدر) با سجع سخن گفتن کلام موزون گفتن. جمع: تسجیعات.

فرهنگ فارسی آزاد

تَسْجِیع، با سَجْع موزون سخن گفتن- مُسَجَّع نمودن،

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر