معنی شمر در فرهنگ فارسی

شمر

شمر

  • شِمْر، فرزند ذوالجوشن که خود به شمر ذوالجوشن مشهور گردید. مردی بود سپاهی و دلیر که در جنگ صِفِّین در خدمت حضرت علی و از سرداران بود، اما در کربلا سرکرده مهاجم ها بر حضرت سیّد الشهداء گردید و بعدها بدست مأمورین مختار ثقفی در 66 هجری کشته شد،

  • شِمْر، سخی- بصیر- مُجَرَّب و کاردان،

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی شمر در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • شمر (فرهنگ معین): شمر بن ذی الجوشن قاتل امام حسین (ع)، (کن.) شخص بسیار خشن و سختگیر و ظالم و بدخو، هم جلودار کسی نبودن کنایه از: هیچ چیز یا هیچ قدرتی توانایی ممانعت از خلاف کاری یا تندروی کسی را نداشتن. [خوانش: (ش) (اِ.)]
  • شمر (فارسی به انگلیسی): Reservoir
  • شمر (لغت نامه دهخدا): شمر. [ش َ م َ] (اِ) حوض خرد و کوچک. (برهان) (ناظم الاطباء). حوض. حوض کوچک و تالاب. (غیاث) (ناظم الاطباء). آبگیر خرد. (آنندراج) (انجمن آرا). آبگیر. آبدان. (فرهنگ اوبهی). آبگیر. غفج. (لغت فرس اسدی). آبگیر خرد و شاید بمعنی آبگیر بزرگ هم اطلاق می شده. (از فرهنگ لغات شاهنامه). ژی. آبکند. (یادداشت مؤلف):
    چو آب اندر ش ...ادامه مطلب...
  • شمر (فرهنگ عمید): آبگیر، تالاب: همچو روی رومیان از ابر رنگین شد چمن / همچو موی زنگیان از باد پرچین شد شمر (قطران: ۱۱۱)،
    حوض کوچک،
  • شمر (حل جدول): ملعون
  • شمر (گویش مازندرانی): برای شام
  • شمر (فرهنگ فارسی هوشیار): شمارنده و تعداد کننده، اختر شمر