خلاصه داستان قسمت ۱۲ سریال رحیل از شبکه سه سیما + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۲ سریال رحیل را می توانید مطالعه کنید. «رحیل» با شعار «قصه‌ها را می‌نویسند ولی تاریخ را زندگی می‌کنند»، روایتی حادثه‌ای ـ عاشقانه در دل تاریخ معاصر است. داستان با پایان دوره قاجاریه و ابتدای روی کار آمدن حکومت پهلوی روایت خواهد شد؛ بازگشت «محا» از سفر کربلا همراه می‌شود با آگاهی «اصلان» پسر صحاف‌باشی دربار از دسیسه‌ها و توطئه‌هایی که سرنوشت او و محا را، تبدیل به یک منظومه بی‌پایان می‌کند. حمیدرضا آذرنگ، ثریا قاسمی، اندیشه فولادوند، نسیم ادبی، هومن برق‌نورد، کاظم هژیرآزاد، ریحانه رضی، علی عباسی‌زاده، مریم کاویانی، معصومه عربی، ابتسام بغلانی، غزاله اکرمی، محسن امیری، ستاره دهقانی، هانیه غلامی، مهرداد نیکنام، محسن نقیبیان، شاهو رستمی، فتح‌الله طاهری و زنده‌یاد حسام محمودی، از جمله بازیگران این سریال هستند.

قسمت ۱۲ سریال رحیل
قسمت ۱۲ سریال رحیل

قسمت ۱۲ سریال رحیل

اصلان به حسن میگه باید به مها بانو بفهمونم که دوستش دارم اما نمیتونم حسن بهش میگه من بهش فهموندم اصلان میپرسه چجوری؟ حسن میگه وقتی رفتم حرم شاه عبدالعظیم مها بانو هم اونجا بودن جوری که بشنوه و بلند بلند از راز دلت که پیش ایشون گیر کرده گفتم و شنید تازه روبندشو کنار زد اینور و اونورو دید که ببینه صدا از کجاست. اصلان از خوشحالی بغلش میکنه و میگه چی گفت؟ حسن یه بیت از شعر میخونه و میگه اینو گفت. مها بانو با طلعت حرف میزنه و بهش میگه که جای بلور اون باید ندیمه اش بشه طلعت میگه من از خدام بود بانو ولی ولیعهد منو برکنار کردن مها جا میخوره که همان موقع زینت الملوک به اونجا میاد و بهش میگه ولیعهد ایشون را برای ندیمه شما قرار دادن و به شمامه اشاره میکنه مها بهم میریزه و میگه من طلعتو میخواستم چون با سواد بود هم ایات از قرآن حفظ بود هم ابیات از گلستان زینت الملوک میگه ولی ولیعهد اینجوری صلاح دونستن. مها از شمامه میخواد بره فعلا تا نماز بخونه بعد برن صحاف خانه.

سرور پیش بلور میره و خبر اینکه شمامه را ندیمه مها بانو کردن بهش میگه بلور استرس میگیره و گریه میکنه ‌و میگه قرار بود طلعت به جای من ندیمه بشه که اون دختر خطرناکه حتم دارم از وقتیکه که اون اومده این بلاها سرمون اومده سپس اول به سرور میگه برو به بانو بگو حواسش به این دختر باشه سپس منصرف میشه و بعد بهش میگه برو به صحاف باشی بگو جلوی این دختر چیزی نگه سپس دوباره جلوی سرور را میگیره و با کلافگی و گریه میگه نمیخواد بری میترسم سر تو هم بلایی بیارن ما باید هرچی زودتر از اینجا بریم. مها با شمامه به صحافی میره که اونجا وقتی اونا میخوان حرفی بزنن مها با حرفاش بهشون میفهمونه که چیزی نگن و جلوی اون دختر حرف خاصی نزنن و درباره یه کتاب گمشده میگه و بهشون ۳ روز وقت میده تا پیداش کنن. سرگد زمان پیش ولیعهد میره، ولیعهد وقتی میبینه او میشینه بهش میگه بهت اجازه ندادم بشینی! زمان میگه غلامان عادت دارن که پشت میز بشینن کارهارو بکنن ولیعهد ازش گلگی میکنه که چرا کاری واسه این شلوغیا نمیکنه او میگه که تقصیر اون نیست ولیعهد با عصبانیت میگه دود و دم حرمسرا چی؟ اون که کار زن صاحره شماست!

سرگد زمان میگه اونم تقصیر ما نیست کار زنونه ست ولیعهد بعد از کمی بحث کردن از اونجا میره. سرگد به خان بابا میگه که با مها بانو فعلا وصلت نکنه به نفعش نیست باهاشون حرف بزن. مها در حال تعمیل و اموزش خواندن و نوشتن به بچه ها هستش که جمیل میاد  و مها پنهانی بهش میگه بره به صحافی و به اصلان بگه سر ساعت بیاد شمس العماره برای درست کردن ساعت. شمامه پیش ولیعهد رفته و او بهش میگه میخوای بدونی من چی دارم مینویسم؟ شمامه با ذوق میگه اره که خان بابا واسش میخونه و شمامه میفهمه که متن کارت دعوت عروسیش با مهاست شمامه بهم میریزه و شروع میکنه میگه میخواد مها تعزیه تو حرمسرا راه بندازه ولیعهد میگه خوب همین؟ شمامه میگه نه کتاب امیرارسلان هم گم شده ایشون بهتون داره دروغ میگه و پنهون کاری میکنه ولیعهد از عصبانیت به طرفش اسلحه میگیره و میگه از اونجا بره. سپس به خان بابا میگه باید سریعتر این ازدواج سر بگیره که خان بابا میگه دست نگه داره که ولیعهد به طرف اونم ایلحه میگیزه و میگه باید این عروسی سر بگیره! مها به شمس العماره رفته سر قرار با اصلان. اونجا اصلان بهش میگه که با ولیعهد ازدواج کنه مها جا میخوره و میگه با ولیعهد؟ اصلان میگه سرگد زمان نمیخواد این اتفاق بیوفته ننه قمر هم اومده بود اینو بهت بگه که گیر افتاد مها با ناراحتی تو فکر میره….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال رحیل از شبکه ۳ سیما

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest

0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا