خلاصه داستان قسمت ۲۵۲ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۵۲ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعه‌ای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغ‌ها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای  چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

قسمت ۲۵۲ سریال ترکی سیب ممنوعه

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه

زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…

قسمت ۲۵۲ سریال ترکی سیب ممنوعه

شب کریم به خانه هالیت می رود. اریم در اتاق خود میماند و ییلدیز بخاطر این رفتارهای اریم نگران است. او به اریم سر می زند و سعی دارد متوجه شود که آیا اریم چیزی شنیده است یا نه، اما اریم چیزی نمی‌گوید و ییلدیز خیالش راحت می شود. کریم در خانه هالیت طبیعی برخورد کرده و در مقابل حرفهای ییلدیز در مورد مراسم ازدواج او و هالیت، پیشاپیش به آنها تبریک میگوید. اندر به رستوران می رود و اتفاقی، احسان، رقیب هالیت را که کریم ادعا کرده بود به او پیشنهاد کار داده میبیند. او جلو رفته و با احسان صحبت میکند و متوجه می شود که احسان به کریم پیشنهاد نداده است. اندر متعجب شده و موضوع را به جانر میگوید، و میگوید که باید از کارهای کریم سر در بیاورد . ییعیت به همراه جانر و امیر به رستوران رفته و مشروب می خورند. آنها هر سه مست شده و ییعیت مدام از اینکه لیلا او را ترک کرده صحبت میکند و ناراحت است. آنها با همان وضعیت به خانه می روند و کایا متوجه حال آنها می شود. روز بعد، کایا با ییعیت صحبت میکند و ییعیت با مشورت او تصمیم می‌گیرد به آمریکا دنبال لیلا برود تا با او حرف بزند و مشکلشان را حل کنند.

صبح هنگامی که هالیت از خانه می رود،از طرف دادگاه به خانه آمده و میخواهند وسایل قیمتی خانه را توقیف کنند. ییلدیز هول شده و سعی دارد جلوی آنها را بگیرد. کارشناس مشغول قیمت گذاری روی تابلو ها است. کمی بعد، هالیت که چیزی در خانه جا گذاشته، به سمت خانه برمی‌گردد. ییلدیز و آسمان سریع خانه را درست کرده و تظاهر میکنند که اتفاقی نیفتاده است و کارشناس را دوست قدیمی آسمان معرفی میکنند. هالیت کمی به رفتارهای ییلدیز مشکوک می شود اما سپس کارش را انجام داده و می رود. ییعیت پیش اندر می رود و خبر میدهد که میخواهد به آمریکا به دنبال لیلا برود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا