خلاصه داستان فصل چهارم قسمت اول تا آخر سریال ترکی سیب ممنوعه

سریال ترکی سیب ممنوعه یکی از طولانی ترین سریال های درام ترکی است. داستان ساده اما پر کشش این سریال باعث شده تا مخاطبان زیادی ماجراهای هر قسمت از آن را دنبال کنند. این سریال به چند زبان در چندین کشور ترجمه و دوبله شده است. مخاطبان ایرانی نیز به شدت از «سیب ممنوعه» استقبال کرده و طرفدار آن هستند. سریال ترکی سیب ممنوعه که سال ۲۰۱۸ در دو فصل ۴۷ قسمتی از شبکه فاکس ترکیه پخش شد و از ششم مهرماه از شبکه های فارسی زبان پخش شد. این سریال پر طرفدار هر شب ساعت ۲۳:۰۰ پخش و تکرارهای این سریال ساعت های ۱۹:۰۰، ۱۵:۰۰ و ۱۱:۰۰ است. «سیب ممنوعه» مجموعه‌ای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغ‌ها را دارد.

سریال ترکی سیب ممنوعه

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی سیب ممنوعه

«سیب ممنوعه» یا yasak elma  محصول سال ۲۰۱۸ کشور ترکیه است و زندگی دو خواهر به نام های زینب و ییلدیز را به تصویر می کشد. زینب و ییلدیز ییلماز دو خواهر هستند که علاقه بسیاری به هم دارند اما رویا و آرزوهای آن در زندگی با هم خیلی متفاوت است. زینپ یک دختر زیبارو است که به شدت پایبند به ارزش‌های اخلاقی است که در یک شرکت به عنوان دستیار مدیر مشغول به کار است. ییلدیز در رویاهایش آرزوی دارد زندگی متمولی داشته باشد. با هدف نزدیک شدن به افراد ثروتمند او به عنوان گارسون در یک رستوران معروف کار می‌کند.. او با یک مرد ثروتمند وارد یک رابطه شده است و هدفش این است که با آن مرد ازدواج کند تا از این زندگی و درآمد کم نجات پیدا کند. با این همه در نهایت متوجه می‌شود که دوست پسر او تمایلی برای ازدواج با او ندارد.

ییلدیز وقتی با یک شاهزاده به نام ایندر آرگون از طبقه بالای جامعه آشنا می‌شود از او یک پیشنهاد کاری دریافت می‌کند و زندگی او به طور کلی دستخوش تغییر می‌شود. ایندر تصمیم می‌گیرد برای خلاص شدن از دست شوهرش، هالیت آرگون از ییلدیز بهره ببرد و به همین خاطر یک پیشنهاد وسوسه انگیز به او می‌دهد که قطعا این پیشنهاد مسیر زندگی او را تغییر خواهد داد. ایندر آرگون به معنای واقعی کلمه یک سوسیالیست است و یک نمونه شفاف از زن‌ در جامعه است. ایندر یک زن زیباروی میان سال است که با یک تاجر قابل احترام به نام هالیت ازدواج کرده است. ایندر زن سوم هالیت است و یک خانه لاکچری بزرگ به همراه پسرش و دو دختر خوانده‌اش زندگی می‌کند. ایندر و هالیت جلوی مردم وانمود می کنند که زوج خوشبخت و خوشحالی هستند. اما واقعیت این نیست و آنها همدیگر را دوست ندارند. وقتی با هم تنها هستند به هم احترام نمی گذارند و دائما بحث و جدا می‌کنند.

ایندر می‌خواهد بدون آنکه موقعیت مالی و اجتماعی خود را در جامعه از دست بدهد از همسرش هالیت جدا شود. او می‌داند که همسرش خیلی زیرک و با برنامه است. هالیت پیش از ایندر دو بار ازدواج کرده بود و بی آنکه به دو همسر اولش نفقه یا مهریه‌ای بدهد آنها را طلاق داده بود. ایندر نمی‌خواهد به سرنوشت آن دو نفر دچار شود به همین دلیل یک نقش می‌کشد و ییلدیز را استخدام می‌کند. طبق نقشه ایندر، ییلدیز به عنوان هالیت در کنار او در شرکت مشغول به کار می‌شود. او تمام تلاش خود را می‌کند تا هالیت را ترغیب کند و با او وارد یک رابطه عاطفی شود. ییلدیز در مقابل یک مردم هوس باز؛ متاهل و تاجری میلیاردر به موفقیت رسیده است. او با باردار شدن از آن مرد، و با انرژی و سخت کوشی و تلاش خودش توانسته به آن نوع زندگی‌ای که همیشه رویایش را داشته برسد. او در حد اعتیاد، پول و قدرت را مورد پرستش قرار می‌دهد. همچنین ایندر همسرش را به خاطر خیانتی که کرده مورد سرزنش قرار می‌دهد و در دادگاه تقاضای مهریه‌ای سنگین می‌دهد.

درمقابل باید گفت هالیت یکی از ثروتمندترین مردان ترکیه است. او یک تاجر سخت کوش، خوب و قابل و احترام است. تنها مشکل او این است که در مقابل زنها سست می‌شود. او عمیقا به سمت خانم‌های زیبا و جوان تمایل نشان می‌دهد. او عادت دارد همیشه یک زن زیبارو و آراسته را کنار خود ببیند. وی عهد بسته است که هیچ پولی به زنانی که با او ازدواج کرده اند نمی دهد و حتی در گاوصندوق خود از جواهرات محافظت می کند. او نمی‌تواند بدون وجود علاقه زن‌ها در زندگی‌اش به حیات خود ادامه بدهد، او همیشه دلش می‌خواهد مورد توجه و علاقه خانم‌ها قرار بگیرد.

درحالیکه که تمام این اتفاقات در زندگی ییلماز در حال وقوع است، شرکتی که زینپ در آن مشغول به کار است توسط علیهان تاسمدیر خریداری شده است و آنها با هم همکار می‌شوند. علیهان یک تاجر کاملا زبر و زرنگ، جدی، پولدار و متکبر است. در روزهای اول زینپ و علیهان همانند سگ و گربه دائما با یکدیگر جنگ و نزاع داشتند. علیهان نوع رفتار زینپ را دوست دارد و به او احساس علاقه پیدا می‌کند. همان گونه که انتظار می‌رود تضاد میان علیهان و زینپ باعث ایجاد یک تعامل عاشقانه میان آن دو می‌شود. نکته‌ای که زینپ از آن بی اطلاع است این است که علیهان شریک تجاری هالیت آرگون و برادر همسر دوم او است. بنابراین تصمیم ییلدیز نه تنها روی زندگی خودش بلکه روی زندگی خواهرش زینپ هم تاثیر خواهد گذاشت….

تاکنون ۲۲۷ قسمت از این سریال به زبان فارسی ترجمه و پخش شده است که در این مطلب از سایت جدولیاب شاهد خلاصه داستان قسمت های باقی مانده از این سریال هستید. با ما همراه باشید.

 

قسمت ۲۳۵ سریال ترکی سیب ممنوعه
قسمت ۲۳۵ سریال ترکی سیب ممنوعه

قسمت ۲۳۵ سریال ترکی سیب ممنوعه 

 

قسمت ۲۳۴ سریال ترکی سیب ممنوعه
قسمت ۲۳۴ سریال ترکی سیب ممنوعه

قسمت ۲۳۴ سریال ترکی سیب ممنوعه 

قسمت ۲۳۳ سریال ترکی سیب ممنوعه 
قسمت ۲۳۳ سریال ترکی سیب ممنوعه

قسمت ۲۳۳ سریال ترکی سیب ممنوعه 

قسمت ۲۳۲ سریال ترکی سیب ممنوعه 
قسمت ۲۳۲ سریال ترکی سیب ممنوعه

قسمت ۲۳۲ سریال ترکی سیب ممنوعه 

قسمت ۲۳۱ سریال ترکی سیب ممنوعه 

هالیت دوباره ثروتمند شده ‌ و یک ویلای بزرگ و مجلل دیگری نزدیک دریا گرفته است. بچه ها از این قضیه خوشحال هستند. هالیت، ییلدیز را به ویلای جدید خود دعوت میکند تا او را سوپرایز کند. ییلدیز از دیدن خانه جدید غافلگیر شده ‌و از آن خوشش می آید. هالیت میگوید که تمام خاطرات بد را در خانه قبلی گذاشته و برای همین خانه را عوض کرده تا شروع جدیدی داشته باشند. هالیت با ییلدیز در حیاط نشسته و بی مقدمه، از او میخواهد که دوباره با او ازدواج کند. ییلدیز شوکه شده و سپس میگوید که آنها یک بار شانس خود را امتحان کرده و در زندگی مشترک مناسب نبوده اند و بهتر است همین رابطه دوری و دوستی را ادامه دهند. ییلدیز به خانه آمده و در مورد پیشنهاد هالیت به آسمان میگوید. آسمان که با پولدار شدن هالیت، دوباره طرفدار او شده است، از ییلدیز میخواهد که حماقت نکند و دوباره به هالیت برگردد، زیرا این برای پسرشان نیز بهتر است و آینده خود او نیز تضمین خواهد شد و نباید به موقعیت حاضر خود بسنده کند. با این حال ییلدیز زیر بار نمی رود و از زندگی خود بدون شوهر راضی است.

شاهیکا که از برگشت هالیت به شرکت عصبی است، نگران موقعیت خود است و سعی در تحکیم موقعیت خود دارد. او میداند که به زودی وضعیت تغییر کرده و بخاطر آمدن هالیت دچار مشکل می شود و دیگر ابهت سابق را در شرکت ندارد. هالیت با اندر در رستوران قرار گذاشته و به او میگوید که بخاطر کمکهای او در شرایط سابقش، از او میخواهد که از این به بعد دست راست او در شرکت باشد. اندر که منتظر این لحظه بود و بخاطر همین پیشنهاد، خودش را به هالیت نزدیک کرده بود، خوشحال می شود. کریم در شرکت به اتاق شاهیکا می رود. شاهیکا از خونسرد بودن او بخاطر اتفاقات اخیر عصبی می شود و به او هشدار میدهد که اگر به جایگاه او خدشه ای وارد شود، کریم نیز از شرکت اخراج خواهد شد، زیرا هالیت او را از افراد شاهیکا میداند. کریم که در واقع نقشه هایی در سر دارد و خودش را از قبل به هالیت نزدیک کرده است، نگران چیزی نیست.

شاهیکا و ییعیت در خانه تنها هستند. کمی بعد، حال ییعیت بد شده و شاهیکا او را به بیمارستان می برد. او به کایا و اندر نیز خبر میدهد. در بیمارستان، اندر با تصور اینکه شاهیکا ییعیت را مسموم کرده است ، با او دعوا میکند ، اما شاهیکا میگوید که چنین کاری نکرده و از اندر ناراحت می شود. شب، ییلدیز برای قرار کاری با بولنت به رستوران می رود. بولنت از قبل با کریم هماهنگ کرده و کمی بعد، کریم وارد رستوران می شود. ییلدیز با دیدن کریم حرصش گرفته از بولنت بابت این کار گلایه میکند. بولنت به بهانه مشکلی در خانه، آنها را ترک کرده و ییلدیز و کریم تنها می شوند. ییلدیز که در واقع از کریم خوشش آمده، با او همکلام شده و آنها شام را با یکدیگر می خورند.

[تعداد: ۳۱   میانگین: ۴/۵]
۰ ۰ vote
Article Rating
برچسب ها
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین پرطرفدار
Inline Feedbacks
View all comments
Kosar
Kosar
3 ماه قبل

عالیه مرسی 😍

1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن