خلاصه داستان قسمت ۲۹۸ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۹۸ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعهای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسرین جواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

خلاصه داستان سریال سیب ممنوعه
زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…
قسمت ۲۹۸ سریال ترکی سیب ممنوعه
چاتای با عصبانیت به خانه حسن علی می رود و توضیح میخواهد. او حدس می زند که شاهیکا چیزی برای تهدید از حسنعلی دارد وگرنه هیچ دلیل دیگری برای این ازدواج وجود ندارد. حسن علی یادش می آید که سدایی به او گفته بود که حقیقت را در مورد تهدید شاهیکا به چاتای بگوید، اما حسن علی برای اینکه ماجرای قتل شاهیکا لو نرود،و از طرفی چاتای فکر نکند که پدرش آدم بدی بوده و یا درمانده شده است، به ناچار میگوید که عاشق شاهیکا شده و برای همین با او ازدواج کرده است. چاتای عصبی شده و با او دعوا میکند و نمیتواند چنین چیزی را هضم کند.
آسمان نیز از اینکه حسنعلی را از دست داده ناراحت و کلافه است.
زهرا به خانه برگشته و از اینکه مرت اصلا از نبود او نگران نشده با او دعوا کرده و میگوید اگر وضع به همین منوال پیش برود از او طلاق میگیرد. مرت سریع پرونده درخواست طلاق را می آورد و از او میخواهد که امضا کند. زهرا شوکه شده و میفهمد که مرت بعد از گرفتن سهام عوض شده است.شب شاهیکا با چمدان به خانه حسنعلی می رود و میگوید که میخواهد پیش شوهرش باشد. حسن علی عصبانی می شود اما چاره ای ندارد.
روز بعد زهرا به خانه ییلدیز رفته و با گریه ماجرا را میگوید. او سپس پیش حسن علی می رود و خبر میدهد. حسن علی از او میخواهد که به خانه او نقل مکان کند و خودش سهام ها را از مرت پس میگیرد و دست خودش امانت نگه میدارد. زهرا نیز قبول میکند.
افراد حسن علی مرت را گرفته و کتک می زنند و او به زور و تهدید از مرت امضا میگیرد و سهام را پس میگیرد. مرت با حرص میگوید که این قضیه اینجا تمام نمی شود و انتقام این کار را از حسن علی میگیرد.
حسن علی میخواهد کاری کند که شاهیکا خودش از او خسته بشود زیرا او قصد طلاق ندارد.
او از شاهیکا میخواهد برای شب شام درست کند تا چاتای و ییلدیز را دعوت کند. شاهیکا او را مسخره میکند و میگوید که هرگز چنین کاری نمیکند، اما حسن علی به او میفهماند که اگر آشپزی نکند و به حرفهای شوهرش اهمیت ندهد و به او رسیدگی نکند، این قضیه را به وکیلش اطلاع میدهد. شاهیکا حرصش میگیرد . سپس در آشپزخانه تظاهر به پخت غذا می کند تا خدمتکار غذا را درست کند و با او طی میکند که به اسم او کارها را انجام دهد و در ازایش به او پول بدهد.
شب وقتی خانواده چاتای می آیند، حسن علی همه را به اتاق غذاخوری دعوت میکند. او خودش از دیدن میزی که شاهیکا ادعا میکند درست کرده است شوکه می شود. زیرا میز پر از غذاهای خوشمزه و متنوع است. شاهیکا به عمد با دست لقمه دهان حسن علی میگذارد تا دقیقا کارهایی را که حسن علی خوشش می آید را انجام داده باشد. شاهیکا خودش را عاشق پیشه نشان میدهد و مدام از عشقش به حسن علی و رابطه خودشان میگوید. حسن علی معذب و کلافه میشود. همه از دیدن کارهای شاهیکا متعجب و مشمئز می شوند.
چاتای برای برداشتن گوشی خود به ماشین می رود. جانسو نیز به بهانه ای بیرون آمده و پیش او می رود و به چاتای میگوید که عاشق اوست و نمیتواند به او فکر نکند. چاتای شوکه شده و با جانسو دعوا کرده و از او میخواهد دست از سرش بردارد. جانسو ناگهان چاتای را می بوسد و یک نفر از دور از این صحنه عکس میگیرد.