خلاصه داستان قسمت ۳۲۰ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۲۰ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعهای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسرین جواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

خلاصه داستان سریال سیب ممنوعه
زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…
قسمت ۳۲۰ سریال ترکی سیب ممنوعه
چاتای به همراه ییلدیز پایین رفته و موضوع را به آسمان و فریده میگوید. آسمان از دروغ ییلدیز خبر دارد و تظاهر به خوشحالی میکند. چاتای خبر را به حسنعلی میدهد. حسنعلی به شدت خوشحال شده و با چند نفر نوازنده، به همراه سدایی و زهرا دم خانه چاتای می روند و مشغول رقص و آواز می شوند. آسمان از اینکه دروغ گفته اند و انقدر جدی شده است، نگران است. ییلدیز از او میخواهد که فعلا اهمیت ندهد و به رقص و شادی بپردازد تا بعد فکری بکنند.
روز بعد، مدیر هتل جانسو را به خاطر پرداخت نکردن هزینه هتل از آنجا بیرون میکند.
حسنعلی به خاطر حاملگی ییلدیز، سفارش چند گوسفند را می دهد تا قربانی کنند. یکی از همسایه ها که حامی حیوانات است متوجه می شود و با عصبانیت دم خانه حسنعلی آمده و شروع به فحاشی و دعوا میکند. سدایی و حسنعلی سریع از خانه می روند . آن زن عصبی شده و دوستان خود را دم خانه حسنعلی جمع میکند و بر علیه کشتار حیوانات شعار میدهند. موضوع رسانه ای می شود و حسنعلی و سدایی دوباره از شرکت به خانه می روند.کایا اندر را میبیند و به او پیشنهاد میدهد که دوباره با هم وارد رابطه بشوند. اندر متعجب و خوشحال می شود، اما وقتی به خانه می آید به جانر میگوید که همه چیز خیلی سریع پیش می رود و نگران است که واقعی نباشد و کایا تحت تاثیر شاهیکا، در پی انتقام باشد.در خانه شاهیکا با کایا بر سر اندر بحث میکند و به او یادآوری میکند که باید اندر را اذیت کند، اما کایا قبول نمیکند و میگوید که اهل نقش بازی کردن نیست. شاهیکا با عمر قرار شام دارد. کایا بابت رابطه عمر و شاهیکا به او طعنه می زند، اما شاهیکا میگوید که آنها با هم دوست نیستند.
تو رو خدا قسمت های ۱۲۱ و ۱۲۲ رو بزارین لطف