خلاصه داستان قسمت ۲۷۹ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۷۹ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعه‌ای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغ‌ها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای  چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسرین حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

قسمت ۲۷۹ سریال ترکی سیب ممنوعه

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه

زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…

قسمت ۲۷۹ سریال ترکی سیب ممنوعه

شاهیکا به خانه فریده می رود و فریده چاتای را نیز دعوت میکند. چاتای به خانه فریده رفته و با دیدن شاهیکا عصبی شده و با فریده بخاطر دعوت بی جای او هنگام بودن شاهیکا بحث میکند وسپس مقابل شاهیکا بهانه کار آورده و از آنجا بیرون می رود. شاهیکا با مظلوم نمایی به فریده میگوید که خواندن او اشتباه بوده است. فریده میگوید که اینگونه نیست و با مرور زمان رفتار چاتای نیز درست خواهد شد.
جانر طبق خواسته اندر، پیش دستیار حسن علی رفته و میگوید که اندر قصد خرید هدیه برای حسن علی را دارد و از او بابت سلیقه حسن علی کمک میگیرد. دستیار حسن علی پیش حسن علی می رود و موضوع را میگوید. حسن علی بابت این قضیه خوشحال می شود.

در کافه زهرا، او برای کافه سفارش ستاره می دهد تا کافه آنها معتبر بشود. او بابت این قضیه هزینه زیادی پرداخت میکند و قرار می شود تا ستاره را برای آنها ارسال کنند. کمی بعد یک جعبه برای کافه ارسال شده که یک ستاره کاغذی و کارتونی داخل آن است . زهرا از اینکه سرشان را کلاه گذاشته اند عصبی می شود و نمی‌داند بابت هزینه ای که کرده به مرت چه بگوید ‌. یک نفر برای بستن قرارداد میلیونی به شرکت می آید. در جلسه، آن مرد با دیدن اندر کلافه شده و میگوید که با شریک زن کار نمیکند. اندر عصبانی شده و بیرون می آید. کمی بعد حسن علی به اتاق اندر می آید و خبر میدهد که قرارداد را کنسل کرده است. اندر از اینکه حسن علی بخاطر او از قرارداد گذشته است خودش را متعجب نشان میدهد و تشکر میکند. کمی بعد او با آن مرد تماس میگیرد و مشخص می شود که اندر خودش با او هماهنگ کرده بود تا با این کار بتواند بیشتر به حسن علی نزدیک شود.

فریده به خشکشویی پیش آسمان می رود و به او پیشنهاد پول میدهد تا در ازای پول ییلدیز را از زندگی چاتای بیرون کند. آسمان از این قضیه به شدت عصبانی می شود. فریده همچنین میگوید که شاهیکا و چاتای امروز در خانه او بوده اند. آسمان فریده را از آنجا بیرون میکند.
فریده پیش گولر رفته و می‌گوید که نقشه آنها گرفته و آسمان عصبانی شده است و حالا دیگر مانع بودن چاتای و ییلدیز میشود.

فریده ماجرا را برای جانر و امیر تعریف میکند. شب، چاتای و ییلدیز به همراه امیر و جانر برای شام به رستوران می روند. امیر و جانر برای اینکه ییلدیز ناراحت نشود چیزی به او نمی‌گویند. بعد از شام، چاتای با دیدن یکی از دوستانش به همراه ییلدیز سر میز آنها می رود. بیرون رستوران، صدقی ایستاده و گوشی او زنگ می‌خورد. او در مکالمه خود میگوید که ییلدیز به همراه پسر حسن علی و امیر و جانر به رستوران آمده است و خودش نیز آنجا دم در ایستاده است و هر خبر دیگری که باشد به او میگوید. سپس تماس را قطع میکند.
آسمان با ییلدیز تماس میگیرد و وقتی متوجه می شود که بیرون است، برای اینکه او ناراحت نشود آنجا چیزی به ییلدیز در مورد فریده نمی‌گوید . امیر و جانر به بخش دیگر رستوران می روند تا نوشیدنی بخورند. چند نفر سر میز آمده و با عصبانیت میگویند که امیر و جانر باید از جای آنها بلند شوند. آنها با یکدیگر دعوا کرده و جانر را کتک می زنند. چاتای جلو آمده و آنها را جدا میکند و صاحب رستوران آن افراد را بیرون میکند و از چاتای معذرت خواهی میکند. آن افراد با نقشه قبلی جانر و اندر به آنجا آمده بودند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا