خلاصه داستان قسمت ۲۸۱ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۸۱ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعهای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسرین حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه
زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…
قسمت ۲۸۱ سریال ترکی سیب ممنوعه
آسمان با امیر تماس میگیرد تا خبر ییلدیز را بگیرد زیرا گوشی او خاموش است اما امیر نیز میگوید که از او خبری ندارد. ییلدیز و چاتای بعد از اینکه عقد میکنند، دم خانه فریده می روند تا خبر از ازدواج را به او بدهند. ییلدیز از عکسالعمل فریده خیلی نگران است و میترسد که داخل برود اما چاتای او را همراه خودش می برد. فریده با شنیدن خبر ازدواج آنها به شدت شوکه شده و با عصبانیت هردوی آنها را از خانه بیرون میکند.
ییلدیز و چاتای سپس به خانه حسن علی می روند و خبر را به او نیز میدهند. حسن علی برخلاف انتظار آنها، با خوشحالی به آنها تبریک میگوید و سپس از آنها میخواهد که فردا شب همگی به مناسبت ازدواجشان برای شام بیایند. اندر به خانه برگشته و برای جانر تعریف میکند که در خانه ویلایی هالیت، با زهرا رو به رو شده است و زهرا با عصبانیت او را مقصر مرگ هالیت دانسته است و مشخص شده است که همه این کارها نقشه های زهرا بوده است تا اندر را به آنجا بکشاند. اندر متعجب شده و چنین چیزی را تهمت میداند و انکار میکند. او باور نمیشود که زهرا چنین کاری کرده باشد و مطمئن است که مرت به او یاد داده است.
در خانه زهرا برای مرت تعریف میکند که به اندر و ییلدیز در مورد مرگ هالیت مشکوک است و آنها باید تاوان کاری که کرده اند را پس بدهند. مرت نیز از اینکه زهرا چنین کاری را تنهایی انجام داده متعجب است،اما در واقع شاهیکا پیش زهرا آمده بود و به او گفته بود که ییلدیز و اندر قاتل هالیت بوده اند و او شاهد این ماجرا بوده است و سپس با پخش کردن فایل صوتی که در آن خطاب به ییلدیز و زهرا آنها را مقصر مرگ هالیت نشان داده بود، زهرا را به این قضیه مشکوک کرده بود و سپس به زهرا یاد داده بود که ازطریق صدقی باید اندر را به زنده بودن هالیت مشکوک کند تا او را به دام بیاندزد. زهرا هیچ یک از این مسایل را به مرت نمیگوید.
مرت فکرش پیش سهامهای اریم است که دست اندر مانده و میخواهد زهرا را تحریک کند که آنها را قبل از رفتن اندر به زندان، از اریم بگیرد
در خانه آسمان با شنیدن خبر ازدواج ییلدیز و چاتای شوکه و ناراحت می شود و از اینکه آنها به او خبر نداده اند گله میکند. ییلدیز سعی دارد از دل آسمان در بیاورد.
اندر پیش ییلدیز آمده و ماجرای زهرا را تعریف میکند و میگوید که زهرا قرار است از آنها شکایت کند. ییلدیز نگران می شود. شاهیکا پیش زهرا می رود و میگوید که خودش و صدقی پیش پلیس رفته و در مورد قتل هالیت بر علیه ییلدیز و اندر شهادت داده اند و شب قرار است آنها دستگیر شوند.
ییلدیز که از زهرا ناراحت شده، به خانه او می رود و از او گله میکند اما زهرا در مورد دستگیری آنها چیزی به روی خودش نمی آورد. در شرکت اندر پیش مرت می رود و او را تهدید میکند که اگر جلوی زهرا را نگیرد، در مورد بچه داشتن او به زهرا میگوید. مرت شوکه و عصبی می شود. او سریع با مادرش تماس میگیرد و از آنها میخواهد که آن خانه را ترک کنند
اندر پیش حسن علی می رود و با صمیمیت از او تعریف میکند. حسن علی از نزدیک شدن اندر به خودش خوشحال می شود.