خلاصه داستان قسمت ۲۳۵ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۳۵ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعه‌ای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغ‌ها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای  چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

قسمت ۲۳۵ سریال ترکی سیب ممنوعه
قسمت ۲۳۵ سریال ترکی سیب ممنوعه

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه

زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…

قسمت ۲۳۵ سریال ترکی سیب ممنوعه

شاهیکا از اینکه بخاطر دزدیده شدن زهرا متهم شده است، عصبی است و میخواهد هرطور که شده به همه ثابت کند که او این بار بی گناه است. او برگه پرینت تمام تماس‌های ماه اخیر خود را به اتاق هالیت برده و از کایا و اندر نیز میخواهد که به آنجا بیایند تا در این باره صحبت کند. او مطمئن است که اندر این نقشه را ترتیب داده تا او را خراب کند. اندر میگوید که شاهیکا حتما از خط دیگری استفاده کرده و پرینت مکالمات او ملاک بی گناهی او نیست. شاهیکا مقابل کایا، میگوید که او به اندر مقداری از سهام شرکت را واگذار کرده است و کایا از این قضیه خبر ندارد. کایا با شنیدن این حرف شوکه شده و از اندر جواب میخواهد. اندر میخواهد به کایا ماجرا را توضیح بدهد، اما کایا به حرفهای او اهمیت نداده و فقط میخواهد که صحت سهام گرفتن را بداند. وقتی که اندر ماجرا را تایید میکند، کایا با ناراحتی و عصبانیت اتاق را ترک میکند. اندر با خشم به شاهیکا نگاه کرده و او را بخاطر این کار تهدید میکند. در خانه، ییعیت به جانر میگوید که نمی‌تواند از لیلا دست بکشد و واقعا به او علاقه دارد، برای همین تصمیم دارد به لیلا پیشنهاد ازدواج بدهد و از جانر کمک میخواهد. در شرکت، مرت که حس میکند کریم به ییلدیز علاقه دارد، به او هشدار میدهد که مراقب باشد تا نقشه شان خراب نشود. کریم میگوید که او تا به حال هیچ نقشه ای را خراب نکرده و مشکلی پیش نخواهد آمد.

شاهیکا پیش کریم آمده و بخاطر تهمتی که به او زده اند، با عصبانیت برای کریم درد و دل میکند. کریم با لبخندی موزیانه به حرفهای شاهیکا گوش میدهد. در خانه ییلدیز، امیر پیش او آمده و خبر میدهد که روز بعد تولد جانر است. ییلدیز پیشنهاد میدهد که برای تولد، تم افراد نقش منفی و بد را اجرا کنند و هرکس با لباس افراد منفی به مهمانی بیاید. هالیت به خانه ییلدیز می رود و دوباره با او در مورد پیشنهاد ازدواج صحبت میکند و به روی او می آورد که حرف او در مورد عاشق شدنش را در شرکت شنیده است. ییلدیز هول شده و میگوید که در مورد یک کتاب با اندر حرف می زده و چنین جمله ای در مورد او صحت نداشته است. او دوباره سعی دارد هالیت را متقاعد کند که ازدواج آنها اشتباه است. هالیت کمی دلخور شده و به خانه برمی‌گردد، اما نا امید نمی شود. شب وقتی کایا به خانه می آید، اندر سعی دارد از او دلجویی کند و سپس علت گرفتن سهام را توضیح داده و میگوید که شاهیکا قصد کشتن او را داشته است. کایا حرف اندر را باور نکرده و میگوید حتی در چنین حالتی نیز گرفتن سهام شرکت و معامله بر سر جان، کاری ناپسند و اشتباه بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا