خلاصه داستان قسمت ۲۳۸ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۳۸ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعهای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه
زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…
قسمت ۲۳۸ سریال ترکی سیب ممنوعه
آسمان با دیدن کریم در تولد، کلافه شده و از این که او و ییلدیز را کنار یکدیگر میبیند، حرصش میگیرد. زهرا که بخاطر کم خرج کردن، به همراه آیسل به بازار رفته و خرید کرده بود، ادکلنی تقلبی زده و همه از بوی بد آن شاکی هستند. ییلدیز که میداند زهرا از مرت خوشش می آید، سریع او را به دستشویی می برد و سعی میکند بوی ادکلن او را از بین ببرد تا آبرویش نرود. زهرا در مورد برگشتن ییلدیز به ویلای هالیت سوال میکند، اما ییلدیز بحث را عوض کرده و جوابی نمیدهد. شاهیکا بدون دعوت، حاضر شده و به مراسم می رود. همه از دیدن او متعجب می شوند اما بخاطر تم افراد منفی، او را به عنوان فردی منفی و بد در نظر گرفته و کاری به او ندارند. کریم پیش ییلدیز آمده و مشغول صحبت می شوند. وقتی مرت پیش آنها می آید، ییلدیز تظاهر میکند که در مورد سرمایهگذاری صحبت میکردهاند. او میگوید که پنج میلیون دلار سرمایه دارد و میخواهد از آن استفاده کند. شاهیکا به عمد کنار آسمان رفته و از کریم پیش او بدگویی میکند. او میگوید که کریم عادت دارد با دخترهای زیادی برای خوشگذرانی وقت بگذراند. او سپس پیش کریم رفته و از ییلدیز بدگویی میکند، اما کریم عصبی شده و به شاهیکا اجازه ادامه دادن نمیدهد . کریم و ییلدیز به اصرار کریم روی سن می روند و مشغول آواز خواندن می شوند. در این حین، دو دزد با پوشیدن لباس تم مهمانی و زدن ماسک، داخل آمده و هنگامی که حواس مهمانان پرت است، گوشی و کیف همه را میدزدند. مهمانان همگی مجبور می شوند بعد از تولد به کلانتری بروند و شکایت کنند.
صبح روز بعد، آسمان که فکرش خیلی درگیر رابطه ییلدیز و کریم است، به شرکت می رود تا از اندر کمک بگیرد، اما اندر میگوید که ییلدیز خودش عاقل و بالغ است و بهتر میداند که چه تصمیمی برای زندگی اش بگیرد. شاهیکا که پشت در اتاق ایستاده، حرفهای آسمان در مورد نزدیک شدن کریم به ییلدیز را می شنود. مرت از اینکه کریم حاضر نیست پنج میلیون دلار پول ییلدیز را نیز به بهانه سرمایهگذاری از او بگیرد و کلاهبرداری کنند، عصبانی شده و با او بحث میکند. او میگوید که کریم نباید بگذارد که احساساتش جلوی هدف آنها را بگیرد. کریم میگوید که هدف آنها پول اندک ییلدیز نیست و آنها قرار است تمام شرکت را خالی کنند. با این حال مرت میگوید که آنها نباید از پول ییلدیز نیز چشمپوشی کنند. آسمان وقتی از اندر نتیجه ای نمیگیرد، با حرص به سمت اتاق هالیت می رود و به او میگوید که یک نفر به ییلدیز نزدیک شده و او را ول نمیکند، و آن شخص کریم است. همان لحظه، کریم وارد اتاق هالیت می شود. هالیت با دیدن کریم شوکه می شود.