خلاصه داستان قسمت ۲۴۰ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۴۰ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعه‌ای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغ‌ها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای  چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

قسمت ۲۴۰ سریال ترکی سیب ممنوعه

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه

زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…

قسمت ۲۴۰ سریال ترکی سیب ممنوعه

روز بعد در شرکت، شاهیکا که میداند کایا مخالف سهام اندر است، با خوشحالی منتظر است تا اندر سهام را به او پس بدهد و آنوقت با هالیت سهام برابری داشته باشد تا بتواند در شرکت به قدرت برسد.اندر با جانر تماس گرفته و در شرکت با او کار دارد. امیر نیز همراه او می رود. کریم با دیدن امیر، او را به اتاقش دعوت کرده تا با او حرف بزند. او بخاطر اینکه ییلدیز با شنیدن خبر دوستی او و شاهیکا دیگر جواب تلفنش را نمیدهد، از امیر کمک میخواهد تا بتواند ییلدیز را ببیند. شاهیکا از هالوک میخواهد که کسی را برای کار مونتاژ صدا پیدا کند. سپس به اتاق کریم می رود و در مورد موضوعی با او صحبت میکند تا از حرفهای او برای مونتاژ استفاده کند و صدای او را ضبط میکند. اندر، کایا را به اتاقش صدا زده و به او خبر میدهد که تصمیم دارد سهامش را به اریم و ییعیت بدهد. بچه ها که در آنجا حضور دارند، خوشحال شده و کایا نیز این کار او را تأیید میکند. شب، ییلدیز به دعوت امیر به خانه او می رود ، اما با کریم رو به رو می شود. کریم با ییلدیز حرف زده و میگوید که شاهیکا بخاطر دخالت مادر ییلدیز، به دروغ مقابل دیگران گفته است که آنها با هم دوست هستند و این خبر صحت ندارد. خیال ییلدیز راحت شده و کریم از او میخواهد که وارد رابطه دوستی شوند. ییلدیز نیز با خوشحالی قبول میکند. او از آسمان بخاطر دخالت در زندگی اش ناراحت و عصبی می شود، اما به او چیزی نمی‌گوید و فقط قیافه میگیرد.

شاهیکا به بهانه قرار با کریم، از خانه بیرون رفته و به بار می رود. او در آنجا مرت را میبیند و با یکدیگر هم صحبت می شوند. هنگام برگشت، شاهیکا قصد دارد مرت را به خانه برساند، اما صبح روز بعد آنها در اتاق یک هتل از خواب بیدار می شوند. مرت از شاهیکا می خواهد که این قضیه بین خودشان بماند. اندر به جانر میگوید که او سهام را به بچه ها نداده و مقابل کایا تظاهر کرده است، زیرا نمی‌تواند به این راحتی سهام را از دست بدهد. جانر میگوید که اگر مایل این ماجرا را بفهمد، این بار دیگر برای همیشه او‌ را از دست می دهد. اندر میداند که کارش اشتباه است اما میگوید که نگه داشتم سهام برای او مهم است. آسمان وقتی امیر را می‌بیند، در مورد شب گذشته از او سوال میکند و میخواهد از او حرف بکشد. امیر از کریم حرفی نمی زند. آسمان میگوید که ییلدیز با او سر سنگین شده و حرف نمی زند. امیر میگوید که در جریان نیست و اتفاقی نیفتاده است. اندر با ییلدیز بیرون می رود، ییلدیز به او میگوید که شاهیکا دروغ گفته و او و کریم با یکدیگر نیستند، و خودش نیز با کریم دوست شده است. او میگوید که دیگر قدرت برایش اهمیت ندارد و برای همین از هالیت دست کشیده و به سمت عشق و علاقه رفته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا