خلاصه داستان قسمت ۲۴۵ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۴۵ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعه‌ای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغ‌ها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای  چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

قسمت ۲۴۵ سریال ترکی سیب ممنوعه

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه

زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…

قسمت ۲۴۵ سریال ترکی سیب ممنوعه

شاهیکا ابتدا قصد دارد عکسهای ییلدیز و کریم را پیش هالیت ببرد، اما منصرف شده و تصمیم می‌گیرد در فرصت مناسبی از عکسها استفاده کند. اندر به اتاق هالیت می رود و در مورد واگذار نکردن سهام ها به او توضیح میدهد. هالیت میگوید که خودش از قبل توسط وکیلش متوجه این قضیه شده بود. اندر نگران واکنش اریم است. هالیت میگوید که اریم نیز متوجه شده است، زیرا شاهیکا به آنجا امده و به اریم ماجرا را گفته است. اندر از شاهیکا عصبانی شده و میگوید که خودش به خانه می رود تا با اریم صبحت کند. اریم از اندر به شدت ناراحت است و اندر سعی دارد او را قانع کند و بابت کارش از او معذرت خواهی میکند. ییلدیز که متوجه ناراحتی اندر شده، او را به حیاط می برد تا با او صحبت کند. اندر ماجرا را توضیح میدهد و ییلدیز برای اینکه اندر و کایا آشتی کنند، پیشنهاد میدهد که شب آنها را به خانه دعوت کنند تا با یکدیگر رو در رو شوند. در شرکت، مرت و کریم در مورد گرفتن حق امضای شرکت صحبت میکنند. مرت به کریم میگوید که باید زودتر کارشان را شروع کنند، اما کریم میگوید که آنها باید در مقابل فردی مثل هالیت محتاط باشند، زیرا کلاهبرداری از او کار راحتی نیست. مرت همچنان تصور میکند که کریم بخاطر ییلدیز، این مسأله را کش میدهد.

لیلا پیش ییعیت می رود تا با یکدیگر کیک عروسی را انتخاب کنند. ییعیت با ناراحتی میگوید که مشکلات خانوادگی برای آنها پیش آمده و از لیلا میخواهد که مراسم نامزدی را به تاخیر بیندازند. لیلا ناراحت شده اما شرایط را درک میکند. ییلدیز به شرکت می رود.‌او ابتدا به اتاق مرت می رود و در مورد پولهایی که برای سرمایه‌گذاری به او داده است صحبت میکند و مرت به او اطمینان میدهد که مشکلی پیش نخواهد آمد. ییلدیز دوباره به او می‌سپارد که کسی متوجه این قضیه نشود. وقتی او از اتاق بیرون می آید، کریم او را می‌بیند و نسبت به این قضیه کنجکاو می شود. مرت میگوید که ییلدیز برای سر زدن پیش او آمده بود، اما کریم این حرکت را درک نمیکند. در هتل، کایا با ییعیت صحبت کرده و از او میخواهد که اندر را تنها نگذارد و به خانه برود، زیرا در هر صورت اندر مادر اوست. ییلدیز به اتاق اندر می رود و میگوید که بهتر است طی نقشه اش، شب او و کایا را در خانه با هم رو به رو کنند تا آنها آشتی کنند. او میگوید که هر دو را برای شام به خانه دعوت میکند. اندر نیز با نا امیدی قبول میکند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا