خلاصه داستان قسمت ۲۴۶ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۴۶ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعه‌ای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغ‌ها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای  چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

قسمت ۲۴۶ سریال ترکی سیب ممنوعه

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه

زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…

قسمت ۲۴۶ سریال ترکی سیب ممنوعه

شاهیکا ییعیت را به شرکت صدا زده و به او برگه ی واگذاری را سهام می دهد و می‌گوید که کاری که اندر برای او نکرده را از طرف خودش انجام میدهد. ییعیت ابتدا متعجب شده اما سپس تشکر کرده و برگه را امضا میکند. اندر متوجه شده و به اتاق شاهیکا می رود و بابت این قضیه با او بحث میکند. شب، طبق نقشه ییلدیز، اندر برای شام به آنجا آمده و هالیت نیز به اصرار ییلدیز، کایا را دعوت کرده است.کایا با دیدن اندر جا خورده و کلافه می شود. ییلدیز سعی دارد کاری کند تا آنها آشتی کنند. اندر با کایا حرف می زند و بخاطر کارش ابراز پشیمانی میکند و از او فرصت دوباره میخواهد. با این حال کایا شب باز هم به هتل برمیگردد. هالیت از دخالت ییلدیز در رابطه اندر و کایا عصبی شده و او را سرزنش میکند. ییلدیز میگوید که آشتی کردن اندر و کایا به نفع آنهاست زیرا اندر در غیر این صورت دوباره دنبال توطئه خواهد بود و برای آنها دردسر درست خواهد شد. مرت و کریم برای شام به رستوران می روند. شاهیکا با کریم تماس گرفته و خودش را پیش آنها دعوت میکند. او با کریم گرم گرفته و وقتی یکی از آشنایان را در رستوران می‌بیند، کریم را دوست پسر خودش معرفی میکند. مرت از این مسأله عصبی می شود اما نمی‌تواند واکنشی نشان دهد. شاهیکا متوجه حسادت مرت شده اما اهمیتی نمی‌دهد.

مرت هنگامی که شاهیکا به دستشویی می رود، به بهانه دستشویی‌ پیش او می رود و دلیل رفتارهای او را می‌پرسد. شاهیکا به او یادآوری میکند که از ابتدا دوست دختر توافقی کریم بوده و با او نیز فقط برای سرگرمی یک شب بوده و فراموش شده است. صبح، شاهیکا پیش کایا می رود.او از اینکه کایا تصمیم دارد از اندر طلاق بگیرد خوشحال است، اما متوجه می شود که کایا دوباره نرم شده و میخواهد به اندر فرصت دوباره ای بدهد. شاهیکا عصبی شده و به فکر نقشه دیگری می افتد. او به کایا میگوید که بهتر است بدون خبر دادن به اندر شب به خانه برود تا او را سوپرایز کند. او دوباره در حال نقشه کشیدن برای اندر است. ییعیت به خانه می رود. اندر از دیدن او خوشحال می شود. ییعیت با سردی میگوید که فقط بخاطر اصرار کایا به آنجا آمده است. اندر گریه کرده و سعی دارد کاری کند تا ییعیت او را ببخشد. ییلدیز با اندر تماس گرفته و اندر میگوید که شب گذشته کایا به خانه نیامده است. ییلدیز از اینکه نقشه شان عملی نشده ناراحت می شود، اما اندر میگوید که با گذشت زمان همه چیز درست خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا