خلاصه داستان قسمت ۲۴۷ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۴۷ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعهای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه
زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…
قسمت ۲۴۷ سریال ترکی سیب ممنوعه
زهرا با افراد جدیدی دوست شده و با آنها بیرون می رود. ییلدیز که متوجه می شود دوستان جدید زهرا در صدد سودجویی از او هستند، این بار با او بیرون می رود تا اجازه ندهد که زهرا پول غذای دوستانش را حساب کند. سپس به زهرا می فهماند که آن افراد بخاطر حساب کردن غذایشان با زهرا قرار میگذارند و این بار، آنها را مجبور به حساب میکند و از زهرا میخواهد که از آنها فاصله بگیرد. امیر و جانر که بخاطر ییلدیز بیکار شده اند، برای استخدام به یک شرکت برای مصاحبه می روند. آنها اصرار دارند که هر دو باید کنار یکدیگر کار کنند. سپس بخاطر حرفهای بی سر و ته و نداشتن مهارت خاص، مدیر شرکت با عصبانیت آنها را بیرون میکند. شاهیکا با هالوک تماس گرفته و از او کمک میخواهد. سپس به خانه می رود و به خدمتکار خانه میگوید که به زودی اندر از آنجا می رود و اگر به حرف او گوش نکند ، او را اخراج خواهد کرد. او از خدمتکار میخواهد که هنگامی که اندر امد، در نوشیدنی او شربت خواب آور بریزد. سپس به ییعیت پیشنهاد میدهد که شب به مناسبت انتقال سهام، دوتایی به رستوران بروند و جشن بگیرند. اندر به خانه آمده و وقتی از خدمتکار آب میخواهد، بخاطر خوردن خواب آور، خوابش گرفته و به اتاق میرود.
خدمتکار، خانه و وسایل را طوری به هم میریزد که وانمود شود اندر مهمان داشته است و با کسی در اتاق همخوابه شده است. هالوک نیز پسری را به خانه می فرستد. وقتی کایا به خانه می آید ، آن پسر خودش را مربی ورزش معرفی کرده و سریع از خانه بیرون می آید. کایا به اتاق رفته و با دیدن وضعیت اندر، به شدت عصبانی شده و با تصور خیانت او، از خانه می رود. صبح روز بعد، اندر بیدار شده و وقتی با ماست تماس میگیرد، متوجه می شود که کایا او را بلاک کرده و جوابش را نمیدهد. شاهیکا که پیشبینی کرده است اندر قرار است به هتل بیاید، به هتل پیش کایا می رود و وقتی ناراحتی کایا را میبیند، به اصرار او را به رستوران هتل می برد. سپس هالوک، دختری را به اتاق کایا میفرستد. اندر به هتل رسیده و دم اتاق می رود. آن دختر در را باز کرده و میگوید که کایا به حمام رفته است. اندر شوکه و ناراحت می شود.شاهیکا بخاطر تماس تلفنی از سر میز بلند می شود. کایا در این حین، تصمیم میگیرد به اتاقش برود. وقتی که او از آسانسور پیاده می شود، اندر را مقابل اتاق میبیند. آنها هر دو از دیدن یکدیگر جا میخورند.