خلاصه داستان قسمت ۲۴۸ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۴۸ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعهای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه
زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…
قسمت ۲۴۸ سریال ترکی سیب ممنوعه
قبل از پیاده شدن کایا از آسانسور، اندر سوار آسانسور دیگری شده و او را نمیبیند. او با گریه از هتل بیرون می رود. شاهیکا متوجه رفتن کایا شده و با دختری که در اتاق کایا بوده تماس گرفته و به او خبر میدهد. هنگامی که کایا به اتاق می رود، آن دختر تظاهر میکند که برای نظافت اتاق آمده بوده است. کایا سپس به رستوران برمیگردد. شاهیکا از اینکه نقشه اش عملی شده و کایا چیزی متوجه نشده است خیالش راحت می شود. سه روز بعد، کایا و اندر به دادگاه رفته و طلاق میگیرند. کایا از اینکه اندر نیز به راحتی طلاق را قبول کرده و با او حرف نمی زند، متعجب است اما چیزی نمیگوید. ییلدیز با اندر تماس گرفته و با او به کافه می رود. او وقتی متوجه می شود که اندر و کایا طلاق گرفته اند، شوکه می شود. اندر میگوید که کایا به او خیانت کرده و دیگر هیچ توضیحی به ییلدیز نمیدهد. او به ییلدیز تاکید میکند که به هیچ وجه در این مورد با کایا حرف نزند. بعد از رفتن اندر، ییلدیز که طاقت ندارد و میخواهد علت طلاق را بفهمد، با کایا تماس گرفته و قرار میگذارد. او اصرار دارد تا ماجرا را بفهمد اما کاست توضیحی نمیدهد. وقتی ییلدیز میگوید که اندر گفته است که کایا به او خیانت کرده، متعجب و عصبی می شود. شاعیکا که از طلاق کایا خوشحال است، پیش کریم رفته و میگوید که برای شب به خانه بیایند، زیرا یک مهمانی خودمانی گرفته است تا سر کایا گرم شود.
او ماجرا را به ییعیت نیز میگوید. ییعیت جشن گرفتن بلافاصله بعد از طلاق را درست نمیداند، اما شاهیکا او را قانع میکند که این مار را به خاطر کایا انجام میدهد. در خانه هالیت، بعد از رفتن هالیت و ییلدیز، زهرا به آسمان پیشنهاد میدهد که در ازای نگهداری بچه های کوچک مثل هالیت جان، کسب درآمد کنند. آنها چندین بچه را از مادرانشان گرفته و نگه میدارند. اندر متوجه بیرون رفتن کایا و ییلدیز شده و از ییلدیز عصبانی می شود. او با ییلدیز تماس گرفته و ییلدیز حقیقت را به او نمیگوید. زهرا و آسمان، بعد از نگهداری بچه ها آنها را به والدینشان می دهند، اما یکی از بچه ها گم شده و او را در خانه پیدا نمیکنند. مادر بچه دم در منتظر است و آنها با استرس خانه را میگردند. ییلدیز به خانه آمده و وقتی متوجه قضیه می شود، یه شدن عصبانی شده و همراه زهرا و مادرش دنبال بچه میگردد. آن زن که مشکوک شده، با پلیس تماس میگیرد.ییلدیز بچه را پیدا کرده و تحویل مادرش میدهد، اما پلیس آمده و همه آنها را به کلانتری می برد وقتی هالیت متوجه قضیه می شود، عصبانی شده و بعد از برگشتن به خانه با آنها حسابی دعوا میکند. شب در خانه کایا، او وقتی به خانه می آید با دیدن مهمانان متعجب می شود. شاهیکا میگوید که برای حال و هوای او این کار را کرده است.