خلاصه داستان قسمت ۲۴۹ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۴۹ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعهای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه
زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…
قسمت ۲۴۹ سریال ترکی سیب ممنوعه
شب در خانه کایا، او وقتی به خانه می آید با دیدن مهمانان متعجب می شود. شاهیکا میگوید که برای حال و هوای او این کار را کرده است. شاهیکا یکی از دوستانش نهال را نیز دعوت کرده و به عمد با کایا آشنا میکند و میگوید که کایا طلاق گرفته است. کایا از این کار شاهیکا عصبی می شود. شاهیکا در مهمانی با کریم صحبت کرده و به او میگوید که میتوانند نقش بازی کردن خود را پایان دهند . کریم حس میکند که شاهیکا حتما نقشه ای دارد وگرنه خودش بی دلیل پیشنهاد اتمام نقشه را نمیدهد، اما با این حال قبول میکند. شاهیکا به کایا میگوید که رابطه شان تمام شده و مثل سابق دوست و همکار هستند. لیلا از اینکه ییعیت بخاطر طلاق کایا و اندر دوباره مراسم را عقب انداخته، ناراحت است. او با ییلدیز درد و دل کرده و ییلدیز به او پیشنهاد میدهد که آنها به خارج از کشور بروند و همانجا ازدواج کنند و سپس وقتی برگشتند، سر فرصت عروسی بگیرند. لیلا از این پیشنهاد استقبال کرده و برای خودش و ییعیت بلیت پاریس می خرد. او وقتی ماجرا را به ییعیت میگوید، ییعیت قبول میکند، اما لیلا از برخورد سرد و بی ذوق ییعیت ناراحت می شود.
کایا به ییلدیز خبر میدهد که او بخاطر شکایت شرکت، به پنج میلیون لیره غرامت محکوم شده است. ییلدیز به شدت ناراحت شده و به شرکت می بود تا پولش را از مرت پس بگیرد. مرت که روی دولت ییلدیز برای کلاهبرداری نقشه کشیده و حساب کرده بود، میگوید که زمان خوبی برای برداشتن پول نیست، زیرا ضرر زیادی خواهد کرد. ییلدیز درمانده شده و نمیداند باید چه کند. همان لحظه کریم به اتاق مرت آمده و وقتی دوباره آنها را با هم میبیند، متعجب می شود. او درباره آمدن ییلدیز به اتاق مرت سوال میکند.ییلدیز که از توافق بین کریم و مرت خبر ندارد، ماجرای پول را به کریم میگوید .کریم عصبانی شده و با مرت دعوا میکند. هالیت از سر و صدای دعوا به اتاق آمده و با دیدن ییلدیز بین آنها متعجب می شود. ییلدیز به دروغ میگوید که او برای وساطت بین آنها به اتاق آمده است و آنها بر سر شاهیکا دعوا میکرده اند. هالیت ییلدیز را به اتاق خودش می برد و با او بخاطر دخالت در دعوای کریم و مرت بحث میکند. ییلدیز با مظلوم نمایی، میگوید که نیتش خیر بوده و منظوری نداشته است. کریم و مرت نیز در اتاق با یکدیگر بخاطر کار مرت بحث میکنند.