خلاصه داستان قسمت ۲۵۰ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۵۰ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعهای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه
زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…
قسمت ۲۵۰ سریال ترکی سیب ممنوعه
شاهیکا وقتی ماجرا را می فهمد، سعی میکند هالیت را نسبت به ییلدیز مشکوک کند تا بفهمد که مقصر او بوده است. او به اتاق هالیت می رود و با حالت تمسخر میگوید که اگر ییلدیز گفته است که دعوا بر سر او بوده، پس حتما درست میگوید. هنگامی که او از اتاق بیرون می رود، هالیت به فکر می رود. شاهیکا از اینکه کار خودش را درست انجام داده، احساس رضایت دارد. مرت و کریم با یکدیگر بر سر این ماجرا دعوا کرده و تصمیم میگیرند تا قطع همکاری کنند. کریم میخواهد استعفا بدهد، اما مرت میگوید که در این صورت او پیش هالیت رفته و نیست کلاهبرداری شان را به او میگوید. کریم حرصش گرفته و مجبور می شود کاری نکند. ییلدیز ، شب برای شام کایا را به خانه دعوت میکند تا بتواند در مورد علت طلاق از اندر از او حرف بکشد. کایا میگوید که شب او با شاهیکا تنهاست و نمیتواند بیاید. ییلدیز بخاطر تنها بودن شاهیکا، مجبور می شود او را نیز دعوت کند. شاهیکا که خوب میداند ییلدیز به چه علت آنها را دعوت کرده ، حواسش جمع است تا ییلدیز به خواسته اش نرسد.
کایا نیز مثل همیشه خوددار است و چیزی نمیگوید. روز بعد، وقتی اندر متوجه دعوت شاهیکا به خانه هالیت می شود، از تغییر رفتارهای ییلدیز و نزدیک شدن او با شاهیکا متعجب شده و حرصش میگیرد. او ییلدیز را از همه جا بلاک میکند. ییلدیز ناراحت شده و با اندر تماس میگیرد تا علت رفتار او را بفهمد.اندر به سمت خانه هالیت می رود. وکیل هالیت پیش او آمده و برگه توافق نامه ازدواج را به او میدهد. هالیت میگوید که او این بار تصمیم ندارد توافق نامه به ییلدیز بدهد، زیرا حسن نیتی ییلدیز در زمان فقر او به او ثابت شده است و ییلدیز در روزهای سخت به او کمک کرده است. اندر به خانه هالیت رسیده و با ییلدیز بخاطر تغییر رفتار و پنهانکاری هایش بحث میکند. ییلدیز که از طریق آسمان تحت تاثیر قرار گرفته، به اندر میگوید که او بعد از طلاق، بخاطر تنها شدنش و از طرفی بخاطر ازدواج ییلدیز، به ییلدیز حسادت میکند. اندر میگوید که او خوب میداند که ییلدیز فقط بخاطر دارایی های هالیت با او ازدواج میکند و در واقع عاشق کریم است. همان لحظه هالیت به همراه اریم که تازه از مدرسه آمده، وارد سالن می شوند.