خلاصه داستان قسمت ۲۵۳ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۵۳ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعه‌ای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغ‌ها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای  چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

قسمت ۲۵۳ سریال ترکی سیب ممنوعه

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه

زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…

قسمت ۲۵۳ سریال ترکی سیب ممنوعه

بعد از رفتن ییعیت، اندر پیش کریم می رود و او را برای نهار بیرون دعوت میکند تا به رستوران بروند. در رستوران، اندر میگوید که یک مهمان آرد و سپس احسان نیز آمده و اندر به روی کریم می آورد که احسان به او پیشنهاد کار نداده بوده است . بعد از رفتن احسان، کریم که متوجه نیت اندر شده، با دلخوری و قاطعیت به او میگوید که مشکلاتش را مستقیم با خود او در میان بگذارد و دیگر احتیاجی به نقش بازی کردن نیست. شاهیکا با دوستش نهال تماس گرفته و برای شام با او قرار میگذارد‌‌ تا به همراه کایا بیرون بروند. سپس به مرت می سپارد که خبر آشنایی نهال و کایا و قرار شام شب را به گوش جانر برساند تا اندر نیز متوجه بشود. ییلدیز به همراه آسمان به فروشگاه می رود تا سرویس نقره های خانه را برای بدهی اش به بانک بفروشد. آسمان از اینکه ییلدیز تمام دارایی اش را از دست داده عصبی است و مدام او را سرزنش میکند.

هالیت متوجه نبود سرویس می شود و ییلدیز ناچار می شود ماجرا را به او بگوید. هالیت برخلاف تصور ییلدیز از او ایراد نمیگیرد. شب، شاهیکا و کایا به همراه نهال به رستوران می روند. ییلدیز و هالیت نیز به رستوران رفته و تصادفا یا آنها روبرو می شود و به اصرار شاهیکا سر میز آنها می نشینند. کمی بعد، اندر که ماجرا را از طریق جانر فهمیده، یه رستوران می رود و یا دیدن آنها شر میز و مخصوصاً دیدن ییلدیز و شاهیکا با هم، عصبانی شده و دعوا میکند. ییلدیز از اینکه اندر با او نیز دعوا کرده، متعجب می شود. روز بعد، متین، وکیل هالیت پیش او آمده و پرونده حضانت هالیت جان را به او میدهد. مشخص می شود که هالیت و اریم هر دو حرفهای اندر را شنیده بودند و هالیت که می فهمد ییلدیز به او خیانت کرده و به کریم علاقه دارد، از اریم میخواهد که چیزی به روی خودش نیاورد تا بتواند حضانت هالیت جان را بگیرد، زیرا نمی‌گذارد که پسرش پیش ییلدیز بزرگ شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا