خلاصه داستان قسمت ۲۵۴ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۵۴ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعه‌ای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغ‌ها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای  چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

قسمت ۲۵۴ سریال ترکی سیب ممنوعه

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه

زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…

قسمت ۲۵۴ سریال ترکی سیب ممنوعه

شاهیکا به اتاق هالیت می رود و سعی دارد او را در مورد مشکلات رابطه ییلدیز و اندر تحریک کند، اما هالیت با کلافگی میگوید که او به مشکل بین آنها کاری ندارد زیرا درگیر کارهای شرکت و مراسم ازدواج خود است. شاهیکا سپس میگوید که شب برای کایا مهمانی تولد سوپرایز تدارک دیده و هالیت و خانواده اش را دعوت میکند. او سپس به اتاق کریم می رود و او را نیز دعوت میکند. او در راهرو، با اندر رو به رو شده و به او زخم زبان می زند. سپس میگوید که برای کایا تدارک تولد دیده است. اندر میگوید که تولد او امروز نیست و شاهیکا از اینکه کایا هنوز برای اندر مهم است به او طعنه می زند و با پوزخند می رود. ییلدیز و آسمان در حیاط خانه مشغول بازی با هالیت جان هستند. هالیت با ییلدیز تماس گرفته و خبر میدهد که برای تولد کایا آماده شوند. ییلدیز صرفا بخاطر کایا و کمکهای او قبول میکند تا به مهمانی برود.

هالیت که برای گرفتن حضانت هالیت جان از ییلدیز احتیاج به مدرک دارد ، صدقی را صدا زده و از او میخواهد که ییلدیز را تعقیب کند و یک نفر را نیز برای عکس گرفتن از ییلدیز با کریم بیاورد تا بتوانند مدرک جمع کنند. شب همگی حاضر می شوند تا به جشن تولد بروند. ییلدیز از رفتارهای سرد اریم متعجب است و دلیل آن را نمی فهمد. همگی به سالن تولد رفته و وقتی که شاهیکا و کایا داخل می آیند، کایا سوپرایز شده و خوشحال می شود. نهال دوست شاهیکا پیش ییلدیز می آید و میگوید که شاهیکا همیشه از او تعریف میکند . ییلدیز متعجب می شود اما اهمیتی نمی‌دهد. اندر از اینکه شاهیکا برای کایا جشن تولد گرفته عصبی است. او با اریم تماس میگیرد و وقتی می فهمد که هالیت و ییلدیز نیز به آنجا رفته اند، بیشتر عصبی می شود. او از جانر میخواهد که با امیر تماس بگیرد تا بتواند اطلاعاتی از ییلدیز بگیرد‌. امیر که خودش نیز به تولد رفته، به دروغ به جانر میگوید که در خانه است و خبری از ییلدیز ندارد. جانر متوجه دروغ او می شود، اما نمی‌تواند کاری بکند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا