خلاصه داستان قسمت ۲۶۲ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۶۲ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعهای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه
زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…
قسمت ۲۶۲ سریال ترکی سیب ممنوعه
هالیت، بر خلاف کریم، مرت را در شرکت نگه میدارد و به او اعتماد دارد. شاهیکا پیش هالیت می رود و بابت کاری که با او کرد به او طعنه زده و سپس میگوید که کریم را با اختیارات خودش به شرکت برمیگرداند. هالیت میگوید که او با سهام اندر سهم بیشتری دارد و شاهیکا اختیار آوردن کریم را ندارد. کریم وقتی ماجرا را می فهمد عصبی می شود. او از مرت می خواهد که خودش کارهای کلاهبرداری را انجام دهد و مرت قبول میکند. آسمان بخاطر اینکه او و ییلدیز به پول احتیاج دارند، با زهرا تماس میگیرد تا با مرت قرار بگذارند و او پولش را پس بگیرد. آنها با هم به کافه می روند و مرت به آسمان میگوید که او نمیتواند در حال حاضر پول را بردارد و هیچ راهی نیز ندارد. آسمان ناراحت و کلافه می شود. او به خانه رفته و به ییلدیز میگوید که پولهایش را از دست داده است. ییلدیز عصبانی می شود زیرا آنها دیگر هیچ پولی ندارند. همسایه های دوست آسمان وقتی متوجه آمدن مهمان می شوند، به خانه آنها می روند.
ییلدیز با همسایه ها نشسته و در مورد مشکلات زندگی و اتفاقات صحبت میکند و آنها نیز با او همدردی کرده و ناراحت می شوند. کایا به عنوان وکیل ییلدیز پیش هالیت می رود و میگوید که حضانت بچه را از او برای ییلدیز خواهد گرفت، اما وقتی متوجه مدارک علیه ییلدیز می شود، متعجب شده و میفهمد که آنها در این صورت بازنده خواهند بود. او شب پیش ییلدیز می رود و عکسها را به او نشان میدهد. ییلدیز شوکه شده و میگوید که آن عکسها را اندر از او گرفته و او را فریب داده است. ییلدیز با عصبانیت به سمت ویلای هالیت میرود اما او را راه نمیدهند. ییلدیز به اسکله می رود و از یکی از قایقرانان میخواهد که او را به ویلا برسانند. ییلدیز از راه دریا وارد ویلا می شود. اندر او را میبیند و به حیاط می آید. ییلدیز و با او دعوا میکند و در حیاط داد و بیداد می شود. هالیت با پلیس تماس میگیرد و از ییلدیز بخاطر آمدن به خانه اش شکایت میکند.کایا متوجه شده و ییلدیز را از کلانتری بیرون می آورد. روز بعد، شاهیکا دم خانه دوست آسمان می رود تا ییلدیز را ببیند. او از ییلدیز میخواهد که همدست او بشود تا بتواند هالیت جان را از هالیت پس بگیرد و خودش نیز از اندر انتقام بگیرد. ییلدیز این توافق را قبول میکند.