خلاصه داستان قسمت ۲۶۴ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۶۴ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعه‌ای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغ‌ها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای  چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

قسمت ۲۶۴ سریال ترکی سیب ممنوعه

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه

زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…

قسمت ۲۶۴ سریال ترکی سیب ممنوعه

اندر خدمتکار جدیدی برای پرستاری از هالیت جان استخدام میکند تا دیگر آیسل کارهای او را انجام ندهد. او پیش هالیت از آیسل بدگویی میکند و میگوید که از او راضی نیست، اما هالیت به حرف اندر اهمیت نمی‌دهد و آیسل را در خانه نگه می دارد. وقتی ییلدیز قضیه عوض شدن پرستار را می فهمد، از اینکه دیگر نمی‌تواند پنهانی هالیت جان را ببیند و همچنین بخاطر اعتماد نداشتن به خدمتکار جدید، از شاهیکا کمک میخواهد. شاهیکا با ییعیت نقشه ای میکشد و به او بسته داروهای خواب آور میدهد تا آنها را در خانه بگذارد. آنها از طریق نقشه به هالیت ثابت میکنند که خدمتکار جدید به بچه داروی خواب آور میدهد. هالیت با عصبانیت خدمتکار را اخراج می کند. او با اندر بخاطر آوردن پرستار نالایق برای بچه اش دعوا میکند. اندر متوجه می شود که ییلدیز و شاهیکا برای او نقشه کشیده اند و از این قضیه عصبی می شود. او نمی‌تواند حرفش را به هالیت ثابت کند. ییعیت با ضبط کردن صدای اندر، با مونتاژ صدا وانمود می‌کند که اندر بچه را دعوا میکند. شاهیکا ماجرا را به کایا میگوید و فایل صدا را به او میدهد.

کایا متعجب و عصبی می شود و روز بعد به شرکت می رود و به هالیت هشدار میدهد که بخاطر بدرفتاری اندر میتواند حضانت بچه را برای ییلدیز بگیرد. هالیت با شنیدن فایل صدا شوکه شده و به خانه می رود و با اندر دعوا میکند. سپس میگوید که ازدواج آنها تمام شده و باید طلاق بگیرند.‌ او حاضر نیست بخاطر اندر حضانت پسرش را از دست بدهد. سه ماه بعد، مرت و زهرا با یکدیگر ازدواج کرده و خوشبختند. هالیت از اینکه مرت داماد او شده خوشحال است زیرا او را بسیار مورد اعتماد میداند. ییلدیز همچنان از طریق تماس تصویری مدام با آیسل در ارتباط است و هالیت جان را می‌بیند و از اینکه نتوانسته حضانت او را بگیرد ناراحت است. شاهیکا از اینکه خودش مرت را بالا کشیده و حالا او در حال پیشرفت است حرصش گرفته و پیش هالیت می رود و به او هشدار میدهد تا زیاد به مرت اعتماد نکند، اما هالیت به او اهمیت نمی‌دهد. ییعیت و اریم هر دو برای ادامه تحصیل به لندن رفته اند و اندر تنها شده است. اندر از کارهای خود پشیمان است و بخاطر علاقه اش به کایا با او تماس میگیرد تا او را ببیند. آنها با یکدیگر قرار گذاشته و اندر از کایا میخواهد فرصت دیگری به او بدهد. او متوجه می شود که شاهیکا با نقشه باعث شده که آنها تصور کنند به یکدیگر خیانت کرده اند. کایا نمی‌تواند از ازدواج اندر با هالیت چشمپوشی کند.او میگوید که فکرهایش را میکند و خبر میدهد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا