خلاصه داستان قسمت ۲۶۵ سریال ترکی سیب ممنوعه + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۶۵ سریال ترکی سیب ممنوعه را مطالعه می فرمایید. با ما همراه باشید. فصل چهارم این سریال پر طرفدار هر دوشنبه ساعت ۲۰:۰۰ پخش می شود. «سیب ممنوعه» مجموعهای عاشقانه – درام است که نمایش بی نظیری از تمایلات، احساسات و دروغها را دارد. سریال ترکی سیب ممنوعه با بازی بازیگران مطرح ترکیه ای چون ادا اجه ، شوال سام ، طلعت بولوت ، نسریت حواد زاده و… این روزها از شبکه جم سریز و جم تی وی در حال پخش است.

خلاصه داستان سریال ترکی سیب ممنوعه
زینب و ییلدیز(ستاره) دو خواهری هستن که خیلی به هم وابسته ان ولی آرزوهاشون کاملا متفاوته.. زندگی ییلدیز بعد از آشنایی با شاهزاده ی اشراف،اندر آرگون تغییر میکنه..اندر برای رهایی از شوهرش،هالیت آرگون، ییلدیز رو به کار میگیره ، وقتی این اتفاقا در زندگی ییلدیز میفته شرکتی که زینب در آن کار میکنه از طرف علیهان تاش دمیر خریداری میشه. علیهان یه کارمند خشن،پررو و ثروتمندی هست..تضادهای زینب و علیهان در مدت کوتاهی به جذابیت تبدیل میشه..و چیزی که زینب نمیدونه اینه که علیهان شریک و برادر زن دوم هالیت هست…
قسمت ۲۶۵ سریال ترکی سیب ممنوعه
شب کایا فکرهایش را کرده و با اندر تماس گرفته و از او میخواهد به خانه اش برود. اندر با خوشحالی قبول میکند. کایا چمدانش را جمع کرده و از خانه می رود. هنگامی که اندر به آنجا می رود، با نامه کایا روبرو می شود که داخل آن نوشته است که نمیتواند دیگر با او باشد زیرا از دروغها و اتفاقاتی که افتاده خسته شده و دیگر توانایی این زندگی با او را ندارد.او میگوید که برای شروع یک زندگی جدید برای همیشه از آنجا می رود و میخواهد پیش ییعیت باشد. اندر به شدت ناراحت می شود و بعد از خواندن نامه با حسرت گریه میکند. شاهیکا برای خراب کردن مرت نقشه ای کشیده و سراغ او می رود و او را برای شب به هتل دعوت میکند تا با هم باشند. مرت ابتدا قبول نمیکند اما سپس قبول کرده و قرار میگذارند. شاهیکا هتل را آماده و تزیین میکند و منتظر مرت است تا سپس زهرا را به آنجا بکشاند و خیانت مرت لو برود، اما به جای مرت، زهرا به آنجا می رود و شاهیکا شوکه می شود. مرت زهرا را به بهانه گرفتن کاغذی از شاهیکا به هتل فرستاده تا به شاهیکا بفهماند که فریب او را نمیخورد. شاهیکا از اینکه به هدفش نرسیده به شدت عصبی می شود.
روز بعد در جلسه شرکت، هالیت خبر میدهد که دیگر قصد کار کردن در شرکت را ندارد و میخواهد مرت را جایگزین خود بکند و شرکت را به او واگذار کند و بازنشسته بشود. اندر و شاهیکا به عنوان سهامداران شرکت با این کار مخالفت کرده و عصبانی می شوند، اما هالیت به آنها حق دخالت نمیدهد. روز بعد، وقتی هالیت برای رفتن به شرکت از خانه خارج می شود، آیسل با ییلدیز تماس میگیرد تا برای دیدن هالیت جان پنهانی به آنجا برود. اندر و شاهیکا برای اینکه هالیت را منصرف کنند، تصمیم میگیرند به خانه او بروند تا بار دیگر با او صحبت کنند. برنامه هالیت کنسل شده و او به خانه برمیگردد. آیسل با دیدن هالیت دستپاچه می شود. وقتی هالیت متوجه آمدن ییلدیز به خانه می شود، به شدت عصبانی شده و با او دعوا میکند. همان لحظه اندر و شاهیکا به خانه رسیده و فوری طبقه بالا می روند تا هالیت و ییلدیز را جدا کنند. هالیت ییلدیز را کتک می زند و همان لحظه، اندر و شاهیکا جلوی او را میگیرند. ییلدیز، اندر و شاهیکا برای دور کردن هالیت او را هول می دهند و هالیت از راه پله پایین می افتد. سر او ضربه خورده و خونریزی میکند. شاهیکا نبض او را میگیرد و میگوید که او مرده است.