خلاصه داستان قسمت ۲۱۶ سریال ترکی شربت زغال اخته + عکس
در این مطلب از سایت جدولیاب شما شاهد قسمت ۲۱۶ سریال ترکی شربت زغال اخته می باشید. همراه ما باشید. سریال ترکی «شربت زغال آخته» (Kızılcık Şerbeti) محصول سال ۲۰۲۲ کشور ترکیه می باشد که به سفارش شبکه «شو تی وی» ساخته شده است. کارگردان این سریال را «هاکان کیرواوانچ» و نویسندگی اش را «ملیس جیولک» برعهده دارند. این سریال روزهای زوج ساعت ۲۳:۰۰ از شبکه جم سریز پخش می شود و یک ساعت بعد از شبکه جم سریز پلاس پخش می شود.
قسمت ۲۱۶ سریال ترکی شربت زغال اخته
فاتح پیش جانسو هستش که به یاد میاره وقتی فهمیده عامر با جانسو قرار میزاره و باهاش رفت و آمد داره نقشه میکشه و یه شب میره سر یکی از اجراهای جانسو و فردای آن روز واسش یه دسته گل میفرسته و روی یه نوشته بابت شب گذشته ازش تشکر میکنه و از صداش تعریف میکنه جانسو هم بهش زنگ میزنه و تشکر میکنه بابت گل و باهم قرار میزارن و اونجا فاتح بهش میگه که عامر عموشه ولی باهم قطع رابطه هستن. اونا باهمدیگه آشنا میشن و رابطه شون باهم ادامه دار میشه. فاتح بهش یه کارت بانکی میده و میگه از این دیگه به بعد از این استفاده کن دیگه جانسو خوشحال میشه. پنبه به عبدله خان میگه اسم دیگه واسه شعله پیدا کردین؟ او میگه هنوز فکر نکردم پنبه میگه من پیدا کردم کوثر عبداله خان قبول میکنه و به میری هم میگه مری عصبی میشه و باهاش دعوا میکنه پنبه به اونجا میاد و میگه بالاخره باید یه اسم مومن داشته باشه قراره فردا نماز بخونه تو جلسات قرآنی شرکت کنه! مری میگه بزارین دخترمون وقتی بزرگ شد خودش انتخاب کنه که چیکار میخواد بکنه و در آخر میگه فقط یه اسم داره اونم شعله! و میره.
فردای آن روز دوعا از گیرای میخواد تا برگردن به خونه شون اما گیرای میگه بزار یکم دیگه اینجا باشیم هم هوس هم من حالمون هنوز خوب نیست دوعا قبول میکنه. مری میره پیش پنبه و بهش میگه که اگه میشه سولماز خانمم دعوت کنه او قبول میکنه و به سولماز خانم زنگ میزنه اونم قبول میکنه و با سویلای به مراسم میاد. تو شرکت جلسه ای ترتیب داده میشه تا درباره یکی از هتل ها که در حال ورشکستگیه فکری کنن عامر میگه خوب میشه تبدیل کنیم به خانه سلامتی یا سالن ماساژی اونجا کمبودشو داره اما فاتح میگه بهتره کافی شاپش کنیم و عبداله خان با پدر و برادر گورکم به فاتح رأی میدن و طبق اکثریت آراء حرف حرفه فاتح میشه. مراسم دندونی بچه شروع شده و دوعا هم رفته، گیرای به هوس میگه دوعا دوباره صداش درومده و میگه بریم خونه خودمون هوس میگه فقط همینو کل داشتیم سرشو گرم کن مهمونارو بهونه کن گیرای میگه باشه فعلا من برم پیش وکیل تا ببینم کاری میشه کرد یا نه. تو مراسم دندونی سکه از تو بشقاب غذای مری درمیاد و طبق رسم او باید یه ست لباس برای عبدلله کوچولو بگیره…