خلاصه داستان قسمت ۲۳۴ سریال ترکی قضاوت + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۲۳۴ سریال ترکی قضاوت هستید پس تا آخر این پست همراه ما باشید. قضاوت یک مجموعه تلویزیونی ترکی محصول شرکت آی یاپیم به کارگردانی علی بیلگین، نوشته سما ارگنکون و به تهیه کنندگی کرم چاتای است. اولین قسمت آن در ژانر درام جنایی در ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۱ پخش و با استقبال بسیار بینندگان مواجه شد. این سریال روزهای زوج ساعت ۲۰ از شبکه جم تیوی و یه ساعت بعد از شبکه جم تیوی پلاس پخش می شود. فصل سوم آن نیز از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ پخش شد و این سریال در ۹۵ قسمت به پایان رسید.

قسمت ۲۳۴ سریال ترکی قضاوت

از تو بیسیم اعلام میکنن که دو تا از مأمورین پلیس تیر خوردن احتمالا رئیس متین و دادستان افه باشن. توچه میترسه و سریع میخواد بره اونجا که جیلین میگه کجا؟ او ماجرارو میگه که جیلین میگه خوب مجوز نداری که! بیا باهم بریم و راه میوفتن. ایلگاز به مأمورین که زخمی شدن سر میزنه و سراغ پدرشو از افه میگیره او میگه همین دور و بر باید باشه. ایلگاز دنبال پدرش میگرده، رئیس متین قسمت پشتی خونه ست و میبینه قدیر داره فرار میکنه و اونو دستگیر میکنه ایلگاز میره اونجا و از دیدن پدرش خیالش راحت میشه. توچه وقتی میرسه با افه میره بیمارستان برای بخیه زدن. چینار تو اتاقش به خاطر اینکه میونه اش با پارلا خراب شده خودخوری میکنه و در آخر گوشیو میکوبه تو دیوار. ماشین میاد و قدیر با رئیس متین سوار ماشین میشن تا به سمت کلانتری برن. رئیس متین به راننده میگه چرا انقدر راهه پر از بالا و پایینه؟ او میگه ببخشید رئیس الان میریم تو جاده اصلی. عده ای تو مسیر میخ گذاشتن تا با رد شدن ماشین لاستیکا بترکه و وایسه سرجاش. ایلگاز هرچی به پدرش زنگ میزنه جواب نمیده ارن با بیسیم از راننده میخواد تا موقعیتو بگه که کسی چیزی نمیگه ایلگاز استرس میگیره و با جیلین راهی میشه.

دفنه از خواب بیدار میشه بره مدرسه که میبینه پدرش هنوز نیومده خونه و هیچ خبریم نداده و میره از چینار میپرسه که خبر داره یا نه او میگه نه حتما شیفته. از بابابزرگ مردان هم میپرسه که میگه حتما خیلی سرش شلوغ بوده امشب گرفتار بوده و اونو راهی میکنه بره مدرسه. ارن به ماشین ایلماز راننده رئیس متین زنگ میزنه اما اونم برنمیداره گوشیو. او به محل تیراندازی میرسه که با دیدن رئیس متین رو زمین شوکه میشه و بالاسرش گریه میکنه و به جیلین خبر میده. آنها سریعا به اونجا میرن و ایلگاز پدرشو در آغوش میگیره و گریه میکنه. او دستور میده تا هرچی که به قاتل های پدرش میرسونه جمع آوری کنن از فیلم دوربینا گرفته تا نمونه های محل جنایت برای آزمایش و دستور میده تمام مرزها بسته بشه عکسشون پخش بشه. هوا روشن شده و ایلگاز بعد از کمی جمع و جور کردن خودش لباسشو که خونی است عوض می‌کنه و با جیلین میرن به مدرسه دفنه تا موضوع پدرشونو بهش بگه. مدیر مدرسه سر کلاس پیش دفنه میره و بهش میگه برادرت اومده می‌خواد باهات حرف بزنه…

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی قضاوت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا