خلاصه داستان قسمت ۲۳۵ سریال ترکی قضاوت + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب شما شاهد خلاصه داستان قسمت ۲۳۵ سریال ترکی قضاوت هستید پس تا آخر این پست همراه ما باشید. قضاوت یک مجموعه تلویزیونی ترکی محصول شرکت آی یاپیم به کارگردانی علی بیلگین، نوشته سما ارگنکون و به تهیه کنندگی کرم چاتای است. اولین قسمت آن در ژانر درام جنایی در ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۱ پخش و با استقبال بسیار بینندگان مواجه شد. این سریال روزهای زوج ساعت ۲۰ از شبکه جم تیوی و یه ساعت بعد از شبکه جم تیوی پلاس پخش می شود. فصل سوم آن نیز از ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ پخش شد و این سریال در ۹۵ قسمت به پایان رسید.

قسمت ۲۳۵ سریال ترکی قضاوت

ایلگاز بعد از حرف زدن با دفنه باهمدیگه میرن به خونه. آنها با دیدن قیافه درهمشون جا میخورن و میگن چه اتفاقی افتاده؟ توچه گریه میکنه که چینار میپرسه چرا گریه میکنی؟ بابام کجاست داداش؟ جیلین به بابابزرگ مردان یه لیوان آب میده و ایلگاز میگه تسلیت میگم اونا شوکه شدن و مردان لیوان آب از دستش میوفته و همگی گریه میکنن و سعی میکنن همدگیرو دلداری بدن. دفنه ایلگازو مقصر میدونه و میگه تو باعثش شدی! تو اگه بابامو نمیفرستادی الان زنده بود! جیلین میگه اگه داداش ایلگازتم نمیگفت بره اون داشت وظیفه شو انجام میداد خودش میزفت سوار اون ماشین میشد! و دفنه با ناراحتی میره تو اتاقش. ایلگاز هم با شنیدن حرف‌های دفنه به هم می‌ریزه که جیلین بهش میگه اون الان ناراحته تو باید قوی باشی باید بریم کلانتری تا قاتلو پیدا کنیم و بالاخره موفق میشه ببرتش به کلانتری. حال روحی همه خرابه و کسی دست و دلش به کار نمیره.

ایلگاز با ارن میرن به بازجویی کردن از دکتر آیکوت از طرفی جیلین میره سوالاتی از یکی از اون دخترهایی که تو اون ساختمان زندانی شده بود بپرسه. او ازش می‌پرسه چند نفر اونجا بودین او میگه نمی‌دونم جیلین هرچی سوال می‌پرسه اون دختر جوابی نمیده که جیلین میگه از دکتر می‌ترسی؟ بیا بریم تا عاقبت اونو بهت نشون بدم. سپس بهش نشون میده که تو اتاق بازجوییه و در حال بازجویی شدنه جیلین بهش میگه از اینجا یک راست میره زندان تا آخر عمرش پس هیچ ترسی و نگرانی ازش نداشته باش. آنها از اونجا برمی‌گردند که پدر همون دختر به اونجا اومده به دنبالش جیلین از رفتار اون دختر متوجه میشه که نمی‌خواد با پدرش همراه بشه و زندگی خوبی با اونا نداره. از طرفی ایلگاز مدام از آیکوت می‌پرسه که غدیر کجاست؟ او میگه نمی‌دونم در آخر بعد از اصراهای زیاد که ایلگاز اونو رو زمین انداخته و با عصبانیت صورتشو به زمین فشار میده ازش دوباره می‌پرسه که آیکوت میگه می‌دونم ولی به تو نمی‌گم! ارن جلوی ایلگازو می‌گیره تا بلایی سرش نیاره. آنها بیرون میرن که مامورهاس گشت بهشون اطلاع میدن ماشینی پیدا شده که رو صندلی عقب رد خون! غدیر زخمی شده و به زور خودشو به خونه‌ای که برادرش اونجاست می‌رسونه دادستان ارشد را هم اونجا بردند….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی قضاوت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا