تعبیر خواب آب

آب

آب

  • اگر بیندکه بر فراز آب همی رفت، چون آب دریا و رودخانه و آن چه بدین نماید، دلیل کند بر قوت ایمان و اعتقاد پاک وی، و اگر بیند که از آب صاف خوشگواری بسیار خورد، دلیل کند که عمرش دراز بود و معشیت وی خوش بود. اگر بیند که آب شور همی خورد، تاویل به خلاف این بود و اگر بیند که از دریا آب خوشگوار همی خورد، دلیل کند که به قدر آن، از پادشاه مال و نعمت یابد و اگر بیند که جمله آب دریا را بخورد، دلیل کند که پادشاهی همه جهان را بگیرد. و بعضی گویند که به قدر آن که از آب دریا خورده بود وی را بزرگی و مال و نعمت حاصل شود، جون آب روشن و صافی بود. اما اگر تیره بود، آن چه بدو رسد با رنج و سختی و بیم و ترس بود - محمد بن سیرین

  • اگر بیند که آب گرم همی ریختند، چنانکه او را خبر نباشد، دلیل کند که بیمار شود یا غمی سخت بدو رسد و اگر بیند که در آب بیفتاد، دلیل کند که در رنج و غم گرفتار شود و اگر بیند که آب به جام برداشت، دلیل کند که بر مال و زندگی فریفته شود و اگر بیند که در کاسه آبگینه به زن خویش آب داد، و کاسه آبگینه را نسبت به جوهر زنان کرده اند و آب که در کاسه آبگینه باشد فرزند و طفل بود ک در شکم مادر باشد.اگر بیند کاسه بشکست و آب بریخت، دلیل کند که جفت او بمیرد و فرزندش بماند، اگر دید که آب بریخت و کاسه تهی ماند، دلیل کند که فرزندش بمیرد و زن او بماند، اگر بیند که بی بها آب به مردم همی داد، دلیل کند که در دنیا و آخرت خیر او به مردم برسد و جایگاه خراب آبادان کند. اگر بیند که در خانه که اندر آن آب ریخته بود داخل شد، دلیل کند که غمگین و متفکر گردد. اگر بیند که آب صافی در پیاله، مانند سگی خورد دلیل کند که زندگانی به عیش و عشرت گذراند، اما کاری کند که بلا و فتنه بدو رسد، که مال جمع را اندک اندک به مردمان بخشد و به خیرات خرج کند - اب‍راه‍ی‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ب‍دال‍ل‍ه‌ ک‍رم‍ان‍ی

  • آب ها که به وقت زیاد شود، دلیل کند که در آن سال فراخی و نعمت بود و اگر آبهای بسیار دید که به زمین خورد، دلیل کند که مردمان عامه آن سال راسلامت و عافیت بود. و اگر بیند که آبها از سر مردمان فرود می آید، دلیل کند که در آن سال نعمت و فراخی بود در آن دیار و اگر بیند در خانه وی آب تیره ایستاده باشد، تاویلش به خلاف این است - جابر مغربی

  • آب دادن باغ و کشت، از جوی ها و رودها، دلیل کند بر مال و رستگاری از غم و اندوه و آب دادن مردمان را، دلیل کد بر دین و دیانت و کردارهای نیک و پسندیده و اگر بیند که به آب اندر همی رفت و اندر آن وقت، تن او قوی بود، خاصه کاری اندر آنکار ظاهر گردد و اگر بیند که در آب صافی رفت و تن او پوشیده بود، دلیل بر قوت دین بود وتوکل کردن بر ایزد تعالی و استقامت کار وی و اگز آب پاک بر وی ریخت، دلیل کند که از آن کس خیر و منفعت بدو رسد و اگر آب تیره بر وی ریخت، تاویلش به خلاف آن بود - حضرت دانیال

  • به آب فرو رفتن در خواب را، معبران بر پنج وجه تعبیر کنند. اول: یقین، دوم: قوت سوم: کار دشوار، چهارم: ندیمی، پنجم: عمل از جهت رئیس شهر. بدان که تعبیر باران درحرف (بی) بیان کنیم و تعبیر آب چشمه و آب جوی به حرف (جیم) و آب دریا را به حرف (دال) و آب رود به حرف (را) و آب کاریز به حرف (کاف) و هم بر این قیاس، خوابهای دیگر را به ترتیب هر چیزی به موضعش باز نمائیم - امام جعفر صادق علیه السلام

  • نگرانی و غم آب در نظر اویتنهاو همانند ضمیر ناخودآگاه بیننده خواب است. آب نشانگر بسیاری از تصاویر، از اسطوره ها و رویاهاست - لوک اویتنهاو

  • دیدن آب در خواب خوب است و نشان روشنایی و صفاست - منوچهر مطیعی تهرانی

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی آب در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • آب (فرهنگ معین): آب راکد، ژاله، برف، تگرگ. یخ، شیشه، بلور، شمشیر (در غلاف). [خوانش: خفته (بِ خُ تِ) (اِمر.)]
  • آب‌ (فارسی به انگلیسی): Hydro-, Juice, Moisture, Rinse, Water, Wet
  • آب (لغت نامه دهخدا): آب. (اِ) (اوستائی آپ ap، سانسکریت آپ َ apa، پارسی باستانی آپی api، پهلوی آپ ap) مایعی شفاف بی مَزه و بوی که حیوان از آن آشامد و نبات بدان تازگی و تری گیرد. و آن یکی از چهار عنصر قدماست و به عربی آن را ماء و بلال خوانند. و ابوحیّان و ابوالحیوه و ابوالعباب و ابوالغیاث و ابومدرک از کنیتهای آن است و در بعض لهجه های فارسی آ ...ادامه مطلب...
  • آب (فرهنگ عمید): (شیمی) ماده‌ای مایع، بی‌طعم، بی‌بو، و مرکب از اکسیژن و هیدروژن با فرمول شیمیایی h۲o که در طبیعت به مقدار زیاد موجود است و سه‌ ربع روی زمین را فراگرفته. در صد درجۀ سانتی‌گراد جوش می‌آید و در صفر درجۀ سانتی‌گراد منجمد می‌شود،
    مقدار زیادی از این مایع که در یک‌جا جمع شود، مانندِ دریا، برکه، و دریاچه،
    عصارۀ می ...ادامه مطلب...
  • آب‬ (فارسی به ترکی): su
  • آب (حل جدول): رونق و رواج
  • آب (مترادف و متضاد زبان فارسی): ماء، مایع، شیره، عرق، عصاره، عصیر، حل، محلول، ذوب، خوی، بزاق، آب‌دهان، منی، بحر، دریا، یم، زهاب، آبرو، حیثیت، شرف، عزت، تری، تازگی، طراوت
  • آب (فرهنگ فارسی هوشیار): (اسم) مایعی است شفاف بی طعم و بی بو مرکب از دو عنصر اکسیژن و ئیدروژن. آب بعقیده قدما یکی از چهار عنصر محسوب میشود مقابل آتش، دریا بحر مقابل خشکی بر: خشکی و آب، رود نهر: آب جیهون، اشک سرشک: . . . را آب در چشم آمد، عرق خوی، بزاق آب دهان خدو: دهان وی بی آب گشت، عصاره شیره: آب آلو ظب سیب، عطر عرق نباتی: آب بنفشه آب گل، منی ...ادامه مطلب...
  • آب (فرهنگ فارسی آزاد): آب، ماه هشتم شمسی (31 روزه) در تقویم شمسی ممالک عربی برابر مرداد یا اگوست، نام ماه یازدهم از سال عُرفی یا ملّی یهود (30 روزه) که ماه پنجم از سال دینی آنها میگردد،
  • آب (فارسی به ایتالیایی): acqua