ترجمه کارکرده‌ به انگلیسی

کارکرده‌

کارکرده‌

  • Used

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی کارکرده‌ در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • کارکرده (فرهنگ معین): کارآزموده، باتجربه، کهنه، فرسوده. [خوانش: (کَ دِ) (ص مف.)]
  • کارکرده (لغت نامه دهخدا): کارکرده. [ک َ دَ / دِ] (ن مف مرکب) کارآزموده. جهاندیده. کارآزمون. مجرب:
    ز لشکر گزین کرد پس بخردان
    جهاندیده و کارکرده ردان.
    فردوسی.
    چنین گفت بهرام کای مهتران
    جهاندیده و کارکرده سران.
    فردوسی.
    جهاندیده وکارکرده دو مرد
    برفتند و جستند جای نبرد.
    فردوسی.
    || جنگ د ...ادامه مطلب...
  • کارکرده (فرهنگ عمید): مستعمل، کهنه، فرسوده،
    [قدیمی] کارآزموده، کاردیده، مجرب: جهان‌دیده و کارکرده دو مرد/ برفتند و جستند جای نبرد (فردوسی۴: ۱۲۰۴)،
  • کارکرده (حل جدول): نیم‌ دار
  • کارکرده (مترادف و متضاد زبان فارسی): مستعمل، کارکشته، مجرب