ترجمه نوشتن به آلمانی

نوشتن

نوشتن

  • Aufschreiben, Beschreiben, Schreibe, Schreiben, Schreibt, Verfassen, Feder (f), Feder (f), Lichtstift (m), Lichtstift (m), Schreiben abfassen, Schreiben abfassen

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی نوشتن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • نوشتن (فرهنگ معین): تحریر کردن، درنوردیدن، پیچیدن،
  • نوشتن (تعبیر خواب): نوشتن: خبر، معاملات خوب

    نوشته زیبا: از شما تعریف خواهد شد

    بدخط: غم و غصه - لوک اویتنهاو
  • نوشتن‌ (فارسی به انگلیسی): Gram _, Pen, Register, Registration, Remark, Type, Write, Writing
  • نوشتن (لغت نامه دهخدا): نوشتن. [ن ِ وِ ت َ] (مص) کتابت کردن. (غیاث اللغات) (آنندراج) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).تحریر کردن. رقم کردن. (ناظم الاطباء). اندیشه و مطلبی را به وسیله ٔ مداد یا قلم به روی کاغذ آوردن. (فرهنگ فارسی معین). نبق. تنبیق. تکتیب. اکتتاب. نسخ. انتساخ. (از منتهی الارب). تسطیر. (تاج المصادر بیهقی). نبشتن. ذبر. تذبیر. ترقیم. ت ...ادامه مطلب...
  • نوشتن (فارسی به عربی): اخطب، قلم
  • نوشتن (فرهنگ عمید): فروپیچیدن،
    درنوردیدن، نوردن،
  • نوشتن‬ (فارسی به ترکی): yazmak
  • نوشتن (حل جدول): تحریر
  • نوشتن (مترادف و متضاد زبان فارسی): تحریر، ترقیم، رقم‌زدن، کتابت، نگاشتن،
    (متضاد) خواندن
  • نوشتن (واژه پیشنهادی): نگارش
  • نوشتن (فرهنگ فارسی هوشیار): (مصدر) (نوشت نوردد خواهد نوشت بنورد نور دنده نوشته) نور دیدن: ((مسالک و طرق و زقاق بقدم اشتیاق می نوشت. )) (مصدر) (نوشت نویسد خواهد نوشت بنویس نویسنده نویسا نوشته) اندیشه و مطلبی را بوسیله مداد یا قلم بر روی کاغذ آوردن کتابت کردن تحریر کردن.
  • نوشتن (فارسی به ایتالیایی): scrivere