معنی جنبش‬ به انگلیسی و سایر زبان ها

فارسی به انگلیسی

Action, Jerk, Locomotion, Motion, Movement, Shake, Stir, Toss, Wag, Waggle, Wriggle

فارسی به ترکی

hareket

فارسی به عربی

اضطراب، تحرک، تحریک، جره، حرکه، رجفه، سبب، سفر، صخره، ضفیره، نبض القلب، نشاط، هزهز

فارسی به آلمانی

Antrag (m), Bewegung (f), Schwung (m), Der herzschlag [noun], Fahre (f), Fels (m), Felsen (m), Gefäß (n), Kreischen, Krug (m), Reise (f), Reisen, Schaukeln, Stein (m), Wiegen

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر