معنی خوب‌ به انگلیسی و سایر زبان ها

فارسی به انگلیسی

All Right, Agreeable, Eu-, Choice, Decent, Good, Famously, Nice, Great, Highly, Right, Kosher, Well, Now, OK, Promisingly, Pukka, Quality, Stunner, Stunning, Undeniable, White

فارسی به ترکی

peki

فارسی به عربی

جمیل، جید، حسنا، غرامه، لطیف، محظوظ، موافقه

فارسی به ایتالیایی

bene

bravo

فارسی به آلمانی

Artig, Brav, Gut, Brunnen, Gut, Fein, Fein, Geldstrafe (f), Genau, In ordnnung, In ordnung, Nett, Nett, Niedlich, Okay, Prima, Schön, Strafe (f), Strafgebühr (f), Super-, Über-, Zustimmung (f), Glücklich

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری
تصاویر