del به فارسی | دیکشنری فرانسوی

del

del

  • انجا , درانجا , به انجا , بدانجا , در این جا , دراین موضوع , انجا , ان مکان.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی del در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • del (انگلیسی به فارسی): دل، عامل
  • del (سوئدی به فارسی): جزء، قطعه، پاره، جدا کردن، جداشدن،
  • del (فناوری اطلاعات): نگاه کنید به delete