معنی رمان در فرهنگ هوشیار

رمان

رمان

  • داستان، افسانه ترسو و هراسان و گریزان، رمنده

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی رمان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • رمان (فرهنگ معین): (رُ) [فر.] (اِ.) داستان، داستانِ بلند خیالی.
  • رمان (نام های ایرانی): دخترانه، انار
  • رمان (فرهنگ گیاهان): انار
  • رمان‌ (فارسی به انگلیسی): Fiction, Novel, Roman
  • رمان (لغت نامه دهخدا): رمان. [رَ] (نف) ترسو و هراسان و گریزان. (ناظم الاطباء). شمان. (از برهان قاطع). رمنده. در حال رمیدن. رجوع به رمیدن شود:
    بیابانی از وی رمان دیو و شیر
    همه خاک شخ و همه ره کویر.
    فردوسی.
    رمان دید از او نامداران خویش
    بر آنسان که بیند رخ گرگ میش.
    فردوسی.
    شد آن لشکر گشن پیش تورگ
    ...ادامه مطلب...
  • رمان (فارسی به عربی): روایه، رومانسیه
  • رمان (فرهنگ عمید): رمنده، در حال رمیدن، گریزان،
    ترسو،
  • رمان (مترادف و متضاد زبان فارسی): افسانه، حکایت، داستان، قصه، نوول
  • رمان (فرهنگ فارسی آزاد): رُمّان، اَنار- درخت انار
  • رمان (فارسی به ایتالیایی): romanzo
  • رمان (فارسی به آلمانی): Neu, Neuartig, Roman (m)