معنی لبیب در فرهنگ هوشیار

لبیب

لبیب

  • بخرد: خردمند (صفت) عاقل خردمند بخرد جمع: الباء: لب شیرین لبانرا خصلتی هست که غارت میکند لب لبیبان. (سعدی لغ. )

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی لبیب در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • لبیب (فرهنگ معین): (لَ) [ع.] (ص.) خردمند، دانا.
  • لبیب (نام های ایرانی): پسرانه، عاقل، خردمند
  • لبیب (لغت نامه دهخدا): لبیب. [ل َ] (ع ص) خردمند. ج، اَلِبّاء. (منتهی الارب). عاقل. بخرد. دانا:
    ستمگران را چون جایگه چنین باشد
    ستمگری نکند مردم لبیب و فهیم.
    سوزنی.
    لب شیرین لبان را خصلتی هست
    که غارت میکند لب لبیبان.
    سعدی.
    گر نخواهی نکس پیش این طبیب
    بر زمین زن زود سر را ای لبیب.
    مولوی....ادامه مطلب...
  • لبیب (فرهنگ عمید): خردمند، عاقل،
  • لبیب (حل جدول): خردمند
  • لبیب (مترادف و متضاد زبان فارسی): بخرد، خردمند، دانشمند، عاقل، فهمیده،
    (متضاد) جاهل
  • لبیب (فرهنگ فارسی آزاد): لِبَیب، عاقل، خردمند (جمع: اَلِبّاء)،