معنی نازنین در فرهنگ هوشیار

نازنین

نازنین

  • (صفت) دارنده نازنازکننده، لطیف و ظریف (صفت معشوق) : گر بر سر چشم مانشینی نازت بکشم که نازنینی. (گلستان. قر. ‎ 40)، دوست داشتنی گرامی: و گر دل از زن و فرزند نازنین برداشت بدان دو کار نبود از خرد بدو تاوان. (فرخی لغ. )، بناز و نعمت پرورده: فریاد از ان زمان که تن نازنین ما بر بستر هوان فتد و ناتوان شود. (سعدی لغ. ) -5 با ارزش نفیس گرانبها. ‎ -6 (اسم) معشوق ظریف: نازنینان مناخ مرد چراغ دل من همچو شمع از مژه خوناب جگر بگشاییدخ (خاقانی لغ. )

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی نازنین در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • نازنین (فرهنگ معین): دوست داشتنی، زیبا، ظریف، معشوق. [خوانش: (زَ) (ص نسب.)]
  • نازنین (نام های ایرانی): دخترانه، خوش قلب، زیبا و شیرین
  • نازنین‌ (فارسی به انگلیسی): Darling, Lovable, Nice, Soft
  • نازنین (لغت نامه دهخدا): نازنین. [زَ] (ص نسبی) از: ناز + نین (نسبت)، دارنده ٔ ناز. معشوق لطیف و ظریف. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). چیزی که به ناز نسبت داشته باشد. (آنندراج). نازکننده. نازنده. (ناظم الاطباء). صاحب ناز. (آنندراج). باناز:
    نبرد ذل بر آستان ملوک
    این دل نازنین که من دارم.
    خاقانی.
    آفتابم که خاک ره بوسم ...ادامه مطلب...
  • نازنین (فارسی به عربی): لطیف
  • نازنین (فرهنگ عمید): دارای ناز،
    نازک‌اندام، خوش‌اندام،
    لطیف،
    دلربا،
  • نازنین‬ (فارسی به ترکی): nazlı
  • نازنین (حل جدول): ملوس
  • نازنین (مترادف و متضاد زبان فارسی): دلربا، دوست‌داشتنی، زیبا، ظریف، قشنگ، گرامی، ناز، نازآلود، نازپرورد، نازپرورده
  • نازنین (واژه پیشنهادی): گش
  • نازنین (فرهنگ پهلوی): دارای ناز، نازک اندام
  • نازنین (فارسی به آلمانی): Fein, Nett, Schön