معنی کلات در فرهنگ هوشیار

کلات

کلات

  • (اسم) قلعه مستحکم حصار: (گذر بر کلات ایچ گونه مکن گران ره روی خام گردد سخن. . . ) . (کنون بر کلات است و با مادرست جهاندار بافر و با لشکرست)، دهی کوچک قلعه یا ده که بر روی کوه ساخته شده باشد

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی کلات در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • کلات (فرهنگ معین): (کَ) [طبر.] (اِ.) قلعه یا ده بزرگی که بر سر کوه و یا پشته بلندی ساخته باشند.
  • کلات‌ (فارسی به انگلیسی): Castle, Citadel, Fort, Fortress, Stronghold
  • کلات (لغت نامه دهخدا): کلات. [ک َ] (اِ) قلعه یادهی بزرگ را گویند که برسر کوه یا پشته ٔ بلندی ساخته باشند خواه آباد باشد و خواه خراب (برهان) (ناظم الاطباء). قلعه. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). ده کوچکی که بر پشته باشد. (اوبهی). دیهی باشد کوچک بر بلندی و اگر نیز خراب بود. (لغت فرس اسدی). دیه و قریه وقلعه ٔ بالای کوه. (غیاث) (از رشیدی). در ارمن ...ادامه مطلب...
  • کلات (فرهنگ عمید): قلعه: تیر تو از کلات فرود آورد هزبر / تیغ تو از فرات برآرد نهنگ را (دقیقی: ۹۵)،
    ده یا قلعه که بر روی کوه ساخته شده باشد،
  • کلات (حل جدول): قلعه بالای کوه
  • کلات (مترادف و متضاد زبان فارسی): ارگ، بارو، حصار، قلعه، کلاته
  • کلات (گویش مازندرانی): از توابع خرم آباد تنکابن