آشوب طلب در فرهنگ لغات ها (دهخدا،معین و ... ) + سایر منابع اطلاعاتی
آشوب طلب. [طَ ل َ] (نف مرکب) فتنه جو. انقلاب خواه.
فتنهجو،
خواهان شورش و انقلاب،
فتنه جو، آشوبگر، اخلالگر، غوغا طلب، فتنه انگیز، آنارشیست
آنارشیست، اخلالگر، آشوبگر، بلواگر، شورشگر، شورشی، فتنه جو، فتنه انگیز
آنارشیست
فتنهگر
آشو بخواه
آشوبگر، آنارشیست، اخلالگر، بلواچی، بلواگر، شورشگر، شورشی، غوغاطلب، غوغایی، فتنهانگیز، فتنهجو، هرجومرجطلب،
(متضاد) آرامشطلب، سلیم
فتنه جو
فتنه گر
هوچی



