معنی احضار در فرهنگ معین

احضار

احضار

  • حاضر آوردن، فراخواندن، به حضور خواستن. [خوانش: (اِ) [ع.] (مص م.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی احضار در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • احضار (فارسی به انگلیسی): Call, Recall, Summons
  • احضار (لغت نامه دهخدا): احضار. [اِ] (ع مص) حاضر آوردن. (منتهی الارب). حاضر کردن. (تاج المصادر) (زوزنی). فراخواندن. بخواندن. || دویدن اسب. (منتهی الارب) (تاج المصادر). دویدن اسب و آهو و غیره.
  • احضار (فارسی به عربی): استدع، اقتباس، استحضار، استدعاء
  • احضار (فرهنگ عمید): حاضر کردن،
    به حضور خواستن، فراخواندن،
    * احضار ارواح: فراخواندن روح‌های مردگان به‌وسیلۀ کسانی که مدعی هستند می‌توانند روح شخص مرده را حاضر کنند و از او پرسش‌هایی کنند،
  • احضار (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): فراخوانی، فراخوان، خواندن
  • احضار (حل جدول): به حضور طلبیدن کسی، فراخواندن
  • احضار (مترادف و متضاد زبان فارسی): جلب، دعوت، طلبیدن، فراخوانی
  • احضار (فرهنگ فارسی هوشیار): فراخواندن
  • احضار (فرهنگ فارسی آزاد): اِحْضار، بحضور خواستن، حاضر کردن، فراخواندن،
نوشته‌های بلاگ جدولیاب