معنی باغ در فرهنگ معین

باغ

باغ

  • متوجه اصل مطلب نبودن، پخته نبودن. [خوانش: [په.] (اِ.) زمینی که دور آن را دیوار کشیده و در آن میوه یا گل کاشته شده است، بوستان، توی ~ نبودن کنایه از: ]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی باغ در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • باغ‌ (فارسی به انگلیسی): Garden
  • باغ (لغت نامه دهخدا): باغ. (اِ) بستان. روضه. مشترک است در عربی و فارسی و جمع آن در عربی بیغان است. (غیاث اللغات) (مهذب الاسماء). گلستان. صاحب آنندراج گوید: از مولوی حبیب اﷲخان شنیده شد که باغ لغت عربی است و بیغان جمع آن... در عرف هندیان به کاف فارسی خوانند و این از توافق لسانین بود - انتهی. محوطه ای که نوعاً محصور است و در آن گل و ریاحین و ...ادامه مطلب...
  • باغ (فارسی به عربی): حدیقه
  • باغ (فرهنگ عمید): زمینی که دور آن را دیوار کرده و انواع درختان در آن کاشته باشند، بوستان،
    * باغ ارم: [قدیمی]
    [مجاز] بهشت،
    باغی مانند بهشت،
    باغی که شداد ساخت: دید باغی نه باغ بلکه بهشت / به ز باغ ارم به طبع و سرشت (نظامی۴: ۶۷۶)،
    * باغ بهشت:
    بهشت،
    باغ بسیار باصفا که از خرمی مانند بهشت باشد: ...ادامه مطلب...
  • باغ‬ (فارسی به ترکی): bahçe, bağ
  • باغ (ترکی به فارسی): بند 2- بستگی، 3- باغ؛ 4- تاکستان
  • باغ (حل جدول): بوستان
  • باغ (مترادف و متضاد زبان فارسی): بستان، بوستان، حدیقه، روضه، فردوس، گلستان، گلشن، لاله‌زار، ملک،
    (متضاد) راغ
  • باغ (گویش مازندرانی): باغ به معنی مطلق آن شامل هر نوع باغی اعم از باغ های صیفی کاری، جالیز...
  • باغ (فرهنگ فارسی هوشیار): گلستان، بستان زمینی است که دور آن دیوار کشیده و در آن درختان زیادی کاشته باشند
  • باغ (فارسی به ایتالیایی): giardino