معنی تشبیب در فرهنگ معین

تشبیب

تشبیب

  • یاد جوانی کردن، آوردن ابیاتی در ذکر عشق و جوانی یا وصف طبیعت در ابتدای قصیده. [خوانش: (تَ) [ع.] (مص ل.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی تشبیب در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • تشبیب (لغت نامه دهخدا): تشبیب. [ت َ] (ع مص) صفت جمال زن و حال خود با وی بگفتن. (تاج المصادر بیهقی). وصف جمال زن و حال خود با وی در شعر بگفتن. (زوزنی). غزل گفتن یعنی صورت و جمال زنی و حال خود با وی در عشق گفتن. (منتهی الارب). غزل خواندن به زنان و اظهار تعشق کردن به ایشان. (شرح قاموس). ذکر احوال ایام شباب کردن و صفت معشوق. (غیاث اللغات) (آنندرا ...ادامه مطلب...
  • تشبیب (فرهنگ عمید): یاد جوانی کردن، ذکر احوال روزگار جوانی و عشق و کامرانی کردن،
    (ادبی) در بدیع، آوردن ابیاتی از عشق، جوانی، یا وصف طبیعت در ابتدای قصیده،
  • تشبیب (حل جدول): یاد جوانی کردن
  • تشبیب (فرهنگ فارسی هوشیار): یاد جوانی کردن
  • تشبیب (فرهنگ فارسی آزاد): تَشْبِیب، یاد جوانی کردن، اَبیاتی در یاد جوانی و طبیعت که در اوّل بعضی قصائد آورده میشود،