معنی سخندان در فرهنگ معین

سخندان

سخندان

  • ادیب، سخن - شناس، شاعر. [خوانش: (~.) (ص فا.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی سخندان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • سخندان (لغت نامه دهخدا): سخندان. [س ُ خ َ] (نف مرکب) شاعر و فصیح زبان. (آنندراج). آنکه قدر و مرتبه ٔ کلام را میداند. (ناظم الاطباء):
    از ملکان کس چنو نبود جوانی
    راد و سخندان و شیرمرد و خردمند.
    رودکی.
    آن جهان را بدین جهان مفروش
    گر سخندانی این سخن بنیوش.
    کسایی.
    چونکه در سِرّ و علن داری سخندان را عزیز...ادامه مطلب...
  • سخندان (حل جدول): ادیب
  • سخندان (فرهنگ فارسی هوشیار): شاعر و فصیح زبان