معنی سراندن در فرهنگ معین

سراندن

سراندن

  • (سُ دَ) (مص م.) سُر دادن، چیزی را روی زمین یا میز یا سطح همواری لغزاندن و به جلو راندن.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی سراندن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • سراندن‌ (فارسی به انگلیسی): Glide, Skitter, Slide, Slip
  • سراندن (فرهنگ عمید): چیزی را روی زمین لغزاندن و به جلو حرکت دادن، سر دادن،
  • سراندن (حل جدول): لغزانیدن
  • سراندن (مترادف و متضاد زبان فارسی): سر دادن، لغزاندن