معنی فیبر در فرهنگ معین

فیبر

فیبر

  • نوعی مقوای ضخیم که به جای تخته نازک در کارهای نجاری به کار رود، نسج، الیاف (فره). [خوانش: [فر.] (اِ.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی فیبر در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • فیبر (فارسی به انگلیسی): Fiberboard, Hardboard, Staple
  • فیبر (لغت نامه دهخدا): فیبر. (فرانسوی، اِ) نسج. لیف. || قسمی مقوای ضخیم که بجای تخته ٔ نازک در کارهای نجاری به کار برند. (فرهنگ فارسی معین).
  • فیبر (فارسی به عربی): لیف
  • فیبر (فرهنگ عمید): نوعی تختۀ نازک متشکل از خاک‌اره و ضایعات چوبی که در نجاری به‌ کار می‌رود،
    الیافی که در صنعت به کار می‌رود، لیف،
    (زیست‌شناسی) مواد سلولزی موجود در مواد غذایی که هضم نمی‌شوند ولی حرکات اندام گوارشی را تنظیم می‌کنند،
  • فیبر (حل جدول): تخته نازک
  • فیبر (فرهنگ فارسی هوشیار): قسمی مقوای ضخیم که در بخاری بجای چوب بکار میرود
نوشته‌های بلاگ جدولیاب