معنی مکروه در فرهنگ معین

مکروه

مکروه

  • (ص.) ناپسند، زشت، یکی از احکام خمسه تکلیفی است و آن امری است که ترکش راجح و فعلش مرجوح است مانند نماز در حمام و خریدن گوشت حیواناتی که عادتاً نمی خورند، چون اسب و غیره. [خوانش: (مَ) [ع.]]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی مکروه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • مکروه (لغت نامه دهخدا): مکروه. [م َ](ع ص) ناپسندیده و ناخوش.(منتهی الارب)(آنندراج)(از اقرب الموارد). ناپسند و ناگوار وناخوش آیند و دارای کراهت.(ناظم الاطباء): کل ذلک کان سیئه ُ عند ربک مکروهاً.(قرآن 38/17).
    تا روز پدید آید و آسایش گیرم
    زین علت مکروه و ستمکار و ژکاره.
    خسروانی.
    اگر در خود تفکر کند یا در صفاتی است که آن ...ادامه مطلب...
  • مکروه (فارسی به عربی): ماقت، مکروه
  • مکروه (عربی به فارسی): نامطلوب , ناخوش ایند , ناخواسته
  • مکروه (فرهنگ عمید): (فقه) عملی که ترک آن پسندیده است و ارتکاب آن عقاب و کیفر ندارد،
    [قدیمی] ناپسند، ناپسندیده، ناروا،
    [قدیمی] زشت،
  • مکروه (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): ناپسند، زشت
  • مکروه (کلمات بیگانه به فارسی): ناپسند - زشت
  • مکروه (حل جدول): ناپسند، ناروا، زشت، قبیح
  • مکروه (مترادف و متضاد زبان فارسی): زشت، قبیح، کریه، مذموم، مستنکر، منفور، مهیب، ناپسند، ناخوش، ناخوشایند،
    (متضاد) مباح
  • مکروه (فرهنگ فارسی هوشیار): ناپسندیده و ناخوش، دارای کراهت
  • مکروه (فرهنگ فارسی آزاد): مَکرُوه، مورد کراهت، ناپسند، ایضاً: بد و شرّ، از نظر فقهی امریست که اجرایش نامطلوب و خودداری و ترک آن ممدوح باشد مثل خوردن گوشت اسب و غیره،
  • مکروه (فارسی به آلمانی): Abscheulich, Widerwa.rtig, Verhaßt, Zuwider [adjective]
نوشته‌های بلاگ جدولیاب